تبلیغات
آزمایشگاه تشخیص طبی دکتر ایزد

اسلایدر

تبلیغات بازرگانی

دوشنبه 14 مرداد 1392 09:33 بعد از ظهر

LOADING ...

آزمایشگاه تشخیص طبی دکتر ایزد
اولین مرکز انجام IUI یا ناباروری و تلقیح داخل رحمی در مناطق ورامین ، پیشوا و قرچک زیر نظر متخصص زنان ، زایمان و نازایی
طرف قرارداد با کلیه بیمه ها و بنیاد شهید
و با مجهز ترین و دقیق ترین امکانات آزمایشگاهی

دارای آزمایشات هورمونی و تخصصی ، تیروئید ، سلامت جنین و دوران بارداری ، مرکز انجام آزمایشات غربالگری مادران و نوزادان ، هپاتیت و ایدز و...
پیشوا : خیابان امام ، طبقه فوقانی داروخانه دکتر جنیدی


تلفن : 36735301و36735302


-  هدف:

-       جداسازی انتروباكتریاسه ها ( كه همه اكسیداز منفی هستند ) از باكتری هایی مثل ویبریوناسه، آئروموناس، سودوموناس، نیسریا، كمپیلوباكتر و پاستورلا( كه همه اكسیداز مثبت اند)

-         شناسایی ارگانیسم هایی كه فاقد آنزیم سیتوكروم اكسیدازند یا بی هوازی اجباری می باشند.

2-  اساس آزمایش:

سیتوكروم ها، هوموپروتئین های حاوی آهن می باشند كه در زنجیره تنفسی عامل انتقال الكترون (هیدروژن ) به اكسیژن هستند. در این تست از یك معرف رنگی استفاده می شود كه بجای اكسیژن به عنوان پذیرنده نهائی الكترون جایگزین می گردد.

 

3- نمونه اولیه :

-       كشت 24-18 ساعته از ارگانیسم مورد نظر از محیط های كشت مناسب

 

 

4- مواد و ابزار لازم :

-   محلول 1% تترامتیل پارافنیلن دی آمین دی هیدروكلراید در آب مقطر استریل یادیسك تجاری آماده اكسیداز

-    كاغذ صافی

-   اپلیكاتور چوبی یا لوپ پلاستیكی یا پلاتینیوم

 

5-  مراحل انجام كار:

الف ـ روش مستقیم روی پلیت:

دو تا سه قطره از معرف تازه تهیه شده را مستقیماً روی كلنی های باكتری بر روی پلیت اضافه می كنیم.  كلنی های باكتری های اكسیداز مثبت بلافاصله به رنگ بنفش تغییر رنگ می دهند.

 

ب  ـ روش غیر مستقیم:

-       از پودر معرف ، محلول 1% در آب مقطر تهیه كنید وml 10 از محلول را در مقادیرml 1 تقسیم كرده در برودت 20- درجه در  فریزر نگهداری نمایید. موقع مصرف یك ویال از فریزر خارج كرده ، پس از ذوب شدن ، به تعداد مورد نیاز كاغذ صافی را به معرف آغشته كرده در پلیت تمیز قرار دهید. البته می توان ازدیسك های آماده تجاری نیز استفاده نمود .

-       مقداری از كلنی باكتری را روی كاغذ حاوی معرف می كشیم. (توصیه می شود كه از مشتق تترامتیل پارافنیلن دی آمین بجای مشتقات دی متیل استفاده شود، زیرا این معرف برای ذخیره كردن پایدارتر و برای تعیین سیتوكروم اكسیداز حساس تر است و نسبت به مشتق دی متیل، كمتر سمی می باشد.)

 

 

-       در باكتری های اكسیداز مثبت در محل تلقیح كلنی در عرض 10 ثانیه رنگ آبی تیره ( مایل به بنفش) ایجاد می شود (زمان بسیار مهم است). اما باكتری های اكسیداز منفی در عرض 10 ثانیه بیرنگ باقی می مانند. باكتری هایی كه در مدت 60 –10 ثانیه رنگ بنفش ایجاد می كنند، نیاز به انجام تست های بیشتری دارند، زیرا احتمالاً متعلق به خانواده آنتروباكتریاسه نمی باشند.

 

6-  برنامه  QC:

كنترل كیفی باید برای هر سری جدید و هر زمان که این تست انجام می شود، صورت گیرد.

كنترل مثبت: Pseudomonas aeruginosa    

كنترل منفی:   E.Coli

 

7-تداخلات:

-                    نباید از كشت كهنه ( بیشتر از 24 ساعت) استفاده شود.

-                   محلول 1%  اكسیداز باید بصورت تازه و روزانه تهیه شود مگر اینكه محلول ساخته شده در فریزر نگهداری گردد.

-                   نباید از محیط های كشت رنگی مثل مك كانكی استفاده شود زیرا نتیجه مثبت كاذب می دهد.

-                   برای انتقال باكتری روی كاغذ صافی یا دیسك اكسیداز نباید از لوپ فلزی مثل استیل یا نیكروم استفاده شود، زیرا بر اثر سوزاندن لوپ، مقدار كمی اكسید آهن بر روی آن ایجاد می شود، كه ممكن است نتیجه مثبت كاذب دهد.

 

8- ایمنی

بدلیل ایجاد تحریك ، از تماس معرف با پوست و چشم خودداری نمایید . در صورت تماس اتفاقی پوست یا چشم را با مقادیر زیادی آب  حداقل به مدت 15 دقیقه شستشو دهید .

 

 


1-       هدف:

-        این محیط كشت، یك محیط انتخابی و افتراقی برای تشخیص ارگانیسم های كلی فرم و پاتوژن های روده ای است.

-        برای جداسازی انواع مایكوباكتریوم از مك كانكی آگار بدون كریستال ویوله، استفاده می شود.

2-  اساس آزمایش:

كریستال ویوله رشد میكروارگانیسم های گرم مثبت بویژه انتروكوك ها و استافیلوكوك ها را مهار می كند. جهت تفكیك میكروارگانیسم های روده ای، از تركیب لاكتوز و معرف قرمز استفاده میشود. بسته به توانائی تخمیر لاكتوز، كلونی های بی رنگ یا صورتی قرمز تولید می شوند. اگر یك باسیل گرم منفی روی بلاد آگار رشد كند اما روی مك كانكی آگار رشد نكند یا بطور ضعیف رشد كند، مشكوك به گروه وابسته به غیرتخمیر كننده ها (نان فرمنترها) است.

3-  ویژگی های تست:

غلظت نمك های صفراوی در این محیط در مقایسه با دیگر محیط های پلیتی جهت کشت آنتروباکتریاسه ها ، نسبتاً كم است. بنابراین انتخابی بودن این محیط برای باكتری های گرم منفی، از بعضی فرمول های دیگر (مثلSalmonella Shigella Agar  و (Hektoen Enteric Agar بیشتر نیست. به عنوان مثال استرپتوكوك فكالیس به طور جزئی توانایی رشد روی این محیط را دارد .

4-  مواد و ابزار لازم:  

محیط كشت مک کانگی

5-  روش انجام كار:

به محض دریافت نمونه در آزمایشگاه، پلیت های محیط كشت را به روش كشت خطی یا سواب كشیدن، تلقیح نمایید. توصیه می شود برای افزایش شانس جداسازی باكتری های گرم منفی، وقتی تعداد آنها كم است و نیز جهت تعیین ارگانیسم های دیگری كه در نمونه وجود دارند، باید به یك محیط غیر انتخابی نیز تلقیح نمود .

پلیت ها را دور از نور نگه داشته و در دمای C °2 ± 35  یا دمای مناسب دیگری به مدت 24-18 ساعت انكوبه نمایید. اگر بعد از 24 ساعت منفی بود، دوباره برای 24 ساعت دیگر انكوبه نمایید. انكوباسیون در دمای اتاق، شانس جداسازی یرسینیا انتروكولیتیكا را افزایش می دهد. پلیت ها را نباید بیش از 48 ساعت انكوبه كرد، چون در تفسیر نتایج اشکال پیش می آید.

6-  برنامه كنترل كیفی (QC):

Escherichia coli ATCC 25922: رشد می كند، كلنی های قرمز گل سرخی می دهد.

Proteus marbilis ATCC 12453: رشد می كند، كلنی های بی رنگ می دهد.

Salmonella typhimurium ATCC 14028: رشد می كند، كلنی های بی رنگ می دهد.

Streptococcus faecalis ATCC 29212: رشد بطور جزئی مهار می شود.

7-  تداخلات:

-        بعضی از انتروباكتریاسه ها و سودوموناس آئروژینوزا وقتی در محیط دارای Co2 انكوبه شوند، رشدشان روی این محیط، مهار میشود.

 

 


-  هدف :

-  تشخیص استافیلوكوك و میكروكوك ( كاتالاز مثبت ) از استرپتوكوك ( كاتالاز منفی )

-       افتراق كلستریدیوم از باسیلوس ها ( كاتالاز مثبت )

-       افتراق لیستریامونوسیتوژنز ( كاتالاز مثبت ) از استرپتوكوك بتاهمولیتیك

 

2-  اساس آزمایش:

كاتالاز آنزیمی است كه H2O2  را به آب و اكسیژن تجزیه می كند. H2O2  یكی از محصولات نهایی اكسیداسیون در متابولیسم كربوهیدرات است.

 

3-  نمونه ا ولیه:    

كشت  24-18 ساعته از ارگانیسم مورد نظر

 

4-  مواد و تجهیزات مورد نیاز : 

-  پراكسید هیدروژن 3%  ( این ماده باید در شیشه های قهوه ای یا تیره رنگ ودر یخچال نگهداری شود )

-       اپلیكاتور چوبی یا شیشه ای یا لوپ پلاتینی

-       لام شیشه ای 

 

5-  مراحل انجام كار:

-  با یك اپلیكاتور چوبی از مركز یك كلنی به سطح لام شیشه ای منتقل كنید.

-  یك قطره H2O2  را بلافاصله به كلنی روی لام  اضافه كنید و ا یجاد حباب روی لام را بررسی نمایید. نتیجه را به صورت مثبت یا منفی گزارش كنید.

-  ایجاد حباب های سریع و ماندگار با حالت جوش زدن ( كف ) نشانگر مثبت بودن تست است.    

 

6-  برنامه QC :

پراكسید هیدورژن باید هر روز یا قبل از تست نمودن باكتری مجهول با سوش های كنترل مثبت و منفی تست شود.

سوش كنترل مثبت : Staphylococcus. aureus       

سوش كنترل منفی  : Streptococcus. pyogenes 

 

 

 

 

7-  تداخلات :

-  جهت تست كاتالاز باید از روی محیطی کلنی برداشته شود كه فاقد خون باشد. زیرا گلبول های قرمز واكنش كاتالاز مثبت ضعیف ایجاد می كنند. اما از آنجائی كه اكثر نمونه های كلینیكی روی محیط های خون دار كشت داده می شوند، برای انجام تست میتوان نمونه را  از قله كلنی ها بدون تماس با محیط برداشت تا واكنش مثبت كاذب ایجاد نشود.

-  بهتر است از یك اپلیكاتور چوبی برای برداشتن كلنی استفاده شود. استفاده از لوپ آهنی واكنش مثبت كاذب ایجاد می كند.

-        از آنجائی كه بعضی از باكتری ها دارای آنزیم هایی غیر از كاتالاز هستند كه موجب تجزیه پراكسیدهیدروژن می شود، ایجاد حباب های ریز به تعداد كم، بعد از 30  – 20 ثانیه به معنی واکنش مثبت نمی باشد.

 

 


- هدف: هدف از تدوین این دستورالعمل، تعیین نحوه صحیح پر کردن پرسشنامه پره ناتولوژی می‌باشد.

2- دامنه کاربرد: این دستورالعمل در بخش پره ناتولوژی کاربرد دارد.

3- مسئولیت اجرا:مسئولیت اجرای این دستورالعمل با كاركنان بخش پره ناتولوژی و مسئول تضمین کیفیت می باشد.

4- تعاریف: ندارد

4- مدارک مرتبط: پرسشنامه سه ماهه اول و دوم غربالگری

 

5- شرح اقدامات:

1- در هنگام پر کردن پرسشنامه دقت شود تا فرم صحیح به بیمار داده شود (پرسشنامه کواد مارکر برای تست های چهارگانه و پرسشنامه پنتا مارکر برای تست های پنجگانه و پرسشنامه غربالگری سه ماهه اول برای تست های FTS)

2- پرسشنامه به خود بیمار داده شود و با دست خط خود بیمار پر و امضاء شود.

3- نام و نام خانوادگی بیمار خوانا نوشته شده باشد (به هر دلیلی بیمار اگر در هنگام پذیرش از دفترچه بیمه فرد دیگری استفاده کند در این قسمت حتمأ باید نام و نام خانوادگی خود فرد آزمایش دهنده ثبت شود)

4- روز و ماه تولد بیمار حتماً نوشته شود.

5- وزن بیمار با ظاهر بیمار چک شود ، در صورت عدم تطبیق مجددأ از بیمار سئوال شود.

6- تاریخ نمونه گیری به صورت خوانا و دقیق نوشته شود.

7- تاریخ LMP بیمار به صورت دقیق نوشته شود و در صورت مطمئن نبودن بیمار ذکر شود که تاریخ دقیق نمی باشد.

 

8- نحوه محاسبه سن جنین بر حسب LMP: با توجه به اولین روز از آخرین قاعدگی و تاریخ نمونه گیری تعداد روزهای سپری شده را محاسبه کرده و تقسیم بر 7 می نمائیم. عدد قبل از اعشار نشان دهنده هفته حاملگی و عدد بعد از افشار ضربدر 7/0 می نمائیم که روز حاملگی را نشان می دهد. به طور مثال: اگر LMP بیمار 3/5/88 باشد و تاریخ نمونه گیری 15/8/88 ، مدت سپری شده 104 روز می باشد که تقسیم بر 7 می شود 85/14 که 14 نشان دهنده 14 هفته و 85 ضربدر 7/0 می شود 6 که در نتیجه سن جنین 14 W + 6 D می باشد.

 

9- نحوه محاسبه جنین بر حسب سونوگرافی : در صورتی که در سونوگرافی سن جنین به صورت A W ± B day ذکر شده باشد تعداد روزها را صفر در نظر بگیرید. (بطور مثال اگر سن جنین 6 W ± 12 D در تاریخ 10/09/88 ذکر شده باشد باید سن جنین را در این تاریخ 6 هفته در نظر گرفت.)

10- در صورتی که سن جنین در سونوگرافی بین دو عدد متوالی ذکر شده باشد (W (A-B باید سن جنین را A W + 3 D در نظر گرفت .(بطور مثال اگر سن جنین 6 – 5 هفته ، در تاریخ 25/09/88 گزارش شده باشد باید در این تاریخ سن جنین را 5 W + 3 D در نظر گرفت).

11- در صورتی که سن جنین در سونوگرافی W A.5 w+B ذکر شده باشد، سن A W + 5 D در نظر گرفته می شود. .(بطور مثال اگر سن جنین 6 – 5.5 هفته ، در تاریخ 25/09/88 گزارش شده باشد باید در این تاریخ سن جنین را 5 W + 5 D در نظر گرفت).

12- در صورتی که سن جنین در گزارش سونو گرافی A.5 ، A و نیم ، و یا 5/A ذکر شده باشد، سن A + 3 D در نظر گرفته می شود .(بطور مثال اگر سن 19.5 هفته ، در تاریخ 25/09/88 گزارش شده باشد باید در این تاریخ سن جنین را 19 W + 3 D در نظر گرفت).

13- تاریخ انجام سونوگرافی و سن جنین به صورت دقیق در محل های مربوطه یادداشت شود. ترجیحاً از ریپورت های سونوگرافی استفاده شود که از حداقل سه مارکر Biometry Fetal (مثل طول فرق سر تا دنبالچه CRL = CrownRump Length در سه ماهه اول ، و در سه ماهه دوم مارکرهای BPD = Biparietal Diameter ، محیط سر HC = Head Circumference ، محیط شکم AC = Abdominal Circumference و یا Femur Length FL = ) برای تعیین سن جنین استفاده شده و اعداد مربوط به هر مارکر با دقت یک دهم میلی متر اندازه گیری و متوسط سن جنین گزارش شده باشد .

14- در صورتیکه سن جنین در سونوگرافی با استفاده از چند مارکر گزارش شده است باید میانگین آنها به عنوان سن جنین در نظر گرفته شود.( البته در اکثر موارد این میانگین توسط خود سونوگرافر گزارش می شود ). به عنوان مثال سن جنین براساس BPD 13W +4D، CRL 13W+ 5D ، FL 13W+0D گزارش شده است. در این صورت میانگین 13W +3D ( 0+5+4= 9

3= 9:3 )

15- در صورتی که جنین دو یا 3 قلو باشد در مورد تست کواد یا پنتا میانگین سن جنین ها در نظر گرفته می شود.

16- یکی از راههای سریع محاسبه سن جنین بر حسب عدد CRL و عبارتست از

CRL (in mm) / 7 + 5.5 weeks = weeks of gestation

توجه 1: بطور کلی صحت سونوگرافی در تعیین سن حاملگی با پیشرفت حاملگی کاهش می یابد. صحت سن حاملگی با CRL در سه ماهه اول 3 تا 5 روز است. در حالی که در سه ماهه ی دوم در حدود دو هفته و در سه ماهه سوم در حدود سه هفته می باشد.

توجه2: جنین های با تریزومی 13 و 18 دارای ناهنجاری های شدید می باشند که بیشتر آنها با سونوگرافی قابل تشخیص است ولی در مورد سندرم داون بیشتر جنین ها یا ناهنجاری شدید ندارند یا ناهنجاریهایی مثل تنگی دئودنوم در اواخر بارداری دیده می شود. (کوتاهی طول استخوان فمور و اتساع کلیه نیز در اواخر سه ماهه دوم دیده می شود).

17- در صورتی که بیمار اولین بارداری اش نباشد ، سابقه فشار خون و دفع پروتئین در بارداری (یا بارداری های) قبلی حتماً ذکر شود. البته اگر در بارداری فعلی نیز دو مشکل فوق را دارد مراتب یادداشت شود.

18- در صورت وجود بارداری دوقلویی روی پاسخ بلی را High light نمائید. (در مواردی که در جنین های دوقلو یک قل ا Blighted Ovum – تخم فاسد شده ای است که از یک تخم بارور شده ای مشتق شده ولی رشد آن متوقف شده – گزارش شد، جنین یک قلو در نظر گرفته می شود).

19- در صورت داشتن فرزند مبتلا به سندرم داون حتما مدرکی دال بر اثبات داون بودن بچه فوق رویت و جمله تأیید شد در روبروی سئوال فوق نوشته شود.

20- در پاسخ به سئوال IVF Pregnancy (یعنی آیا بارداری به صورت لقاح مصنوعی IVF انجام شده باشد، اگر ازطریق ZIFT(Zygot Intra Fallopian Transfer = به معنای انتقال تخمک لقاح یافته و بارور شده به لوله های فالوپین می باشد) وMICRO بوده گزینه بلی علامت زده شود، اما در موارد IUI و GIFT (Gamete Intra Fallopian Transfer = به معنای انتقال گامت نر [ یا اسپرم ] و گامت ماده [ یا تخمک ] به داخل لوله فالوپین می باشد ) گزینه خیر علامت زده می شود.

21- اگر درلقاح مصنوعی تخمک اهدایی از فرد دیگر باشد الزاما" سن اهدا کننده تخمک به جای سن خانم باردار در قسمت اول نوشته می شود .

22- در صورتی که فرد باردار حداقل 2 ماه است که دجار دیابت وابسته به انسولین شده، دیابت بلی در نظر گرفته می شود.

23- در قسمت مصرف سیگار اگر از ابتدای بارداری بطور متوسط روزانه 3-2 سیگار کشیده شود گزینه بلی و در غیر این صورت گزینه خیر علامت زده می شود .

24- در مورد مصرف داروهای پروژسترون ویا BHCG آخرین نوبت تزریق قید می شود و اگر تزریق BHCG تا دو هفته قبل از انجام آزمایش باشد گزینه بلی علامت زده شود و در صورت تزریق BHCG در ماه اول و یا دوم گزینه خیر علامت زده می شود.

25- سابقه مصرف سایر داروها به غیر از ویتامین ها و اسید فولیک در گزینه بعد علامت زده تعیین می شود .

26- اگر سابقه ناباروری وجود داشته باشد این گزینه علامت زده می شود. ناباروری به عدم وجود حاملگی طی یکسال گفته می شود به شرط آنکه زوجین طی این مدت از هیچکدام از روشهای جلوگیری استفاده نکرده باشند. مدت زمان ناباروری باید قید شود.

27- در انتهای فرم شماره تلفن و آدرس بیمار چک می شود و فرم توسط خانم باردار امضاء و اطلاعات تائید می شود .

 

تستهای غربالگری سه ماهه اول : FTS

1- درمورد تستهای غربالگری سه ماهه اول اصطلاحا" FTS مانند کواد و پنتا فرم آبی رنگ تکمیل می شود با این تفاوت که در این آزمایش انجام سونوگرافی (معروف به سونوگرافی NT ) همزمان باید انجام شود.

2- این سونوگرافی در همان روز خونگیری و از ابتدای هفته یازدهم تا انتهای هفته 13 (13w+6D) انجام می شود و در بعضی موارد با صلاحدید و نظر پزشک سونوگرافی NTکه به فاصله یک هفته قبل یا بعد از آزمایش انجام شده است نیز مورد قبول واقع می شود .

3- در سونوگرافی NT اطلاعات سن بارداری N.B ,NT , FL, BPD ,FHR ، ظاهر جمجمه ، ظاهر مغز ، ظاهر نخاع ، وجود معده ، مثانه ، هر دو دست و هر دو پا گزارش می شود . (به پیوست یک نمونه سونوگرافی NT به صورت نمونه آمده است)

 

4- Nuchal Translucency: فضای شفاف پشت گردن جنین است که در هفته های 11 تا 13 بارداری (CRL بین 84- 45 میلی متر) با سونوگرافی قابل اندازه گیری است. NT شاخصی از میزان مایع جمع شده زیر پوست جنین است. حداکثر ضخامت منطقه شفاف بین پوست و بافت نرم پوشاننده مهره های گردن باید با دقت 1/0 میلی متر بیش از یکبار اندازه گیری شده و بیشترین مقداراندازه گیری شده گزارش شده و در محاسبه ریسک مورد استفاده قرار گیرد . در 95 درصد موارد برای گرفتن NT می توان از روش Transabdominal استفاده کرد و فقط در افرادیکه که چاق هستند باید از روش Transvaginal استفاده نمود. (مزیت پروب های ترانس واژینال نسبت بر پروب های شکمی این است که پروب های ترانس واژینال به علت نزدیکی به نسج موجب اصلاح بهتر تصویر خواهند شد. تصویری که برای اندازه گیری NT مورد استفاده قرار می گیرد باید بزرگنمایی آن به حدی باشد که فقط قسمت بالای سینه (Upper Thorax) و سر در تصویر باشد و گردن در وضعیت خنثی قرار گیرد. اگر سر جنین بیش از حد خم شده باشد (Flexed) می تواند تا 4/0 میلی متر کاهش کاذب ، و اگر بیش از حد باز شده باشد (Hyperextended) می تواند تا 6/0 میلی متر افزایش کاذب در اندازه گیری NTایجاد کند. در 10- 5 درصد موارد بند ناف به دور گردن می پیچد که در این حالت باید NT در قسمت بالا و پایین طناب بند ناف اندازه گیری شده و میانگین این دو عدد گزارش شود.

 

تیغه بینی (Nasal Bone): یکی از خصوصیات مشترک بیماران مبتلا به سندرم داون آن است که صورت آنان نسبت به اندام پهن تر و بزرگتر بود و بینی کوچکتری نسبت به افراد نرمال دارند. از همین خصوصیت فیزیکی این بیماران در سونوگرافی هفته های 11 تا 13 هفتگی استفاده کرده و مشخص شده که 70- 60 درصد جنین های مبتلا به سندرم داون و 55 درصد جنین های مبتلا به تریزومی 18 تیغه بینی یا مشاهده نمی شود و یا کوتاهتر (Hypoplastic) از جنین های طبیعی می باشد. اضافه کردن این مارکر به سه مارکر دیگر در غربالگری توأم سه ماهه اول نرخ تشخیص را به 95درصد افزایش می دهد. اما از آنجائیکه این مارکر به تنهایی مارکر پرقدرتی برای افتراق جنین های مبتلا به سندرم داون از جنین های نرمال می باشد و اندازه گیری آن بسیار مشکل و وقت گیر می باشد امروزه فقط گزارش شده و نقشی در محاسبه ریسک (Risk Assessment) ندارد.

 


از بین وسایل مورد استفاده در بخش میکروب شناسی لوپ میکروب شناسی از جمله ابزارهای مهم و اصلی بوده و ارزش آن همانند پی پت در آزمایشگاه بیوشیمی و سرولوژی است. بدین معنی که اگر از مقدار برداشت شده توسط لوپ محاسبه دقیق به عمل نیاید در گزارش نتایج آزمایش تاثیر زیادی خواهد داشت. لذا به سبب عدم وجود روش استاندارد جهت کالیبراسیون لوپ و نظر به اهمیت آن در این مقاله سعی شده است که راهکارهای مناسب و عملی برای کالیبراسیون لوپ میکروب شناسی ارائه گردد. در بررسی انجام شده دو روش محاسبه حجم توسط روش اسپکتروفتومتری و روش استفاده از ترازو مورد ارزیابی قرار گرفته اند.
روش بررسی: در این تحقیق حجم برداشت شده توسط دو نوع لوپ مورد مصرف که تحت عنوان لوپ های تجاری در بازار موجود بوده و به عنوان لوپ ۰۱/۰ و لوپ ۰۰۱/۰استفاده می شوند مورد بررسی قرار گرفت و نیز با توجه به اینکه برخی از آزمایشگاه های تشخیص پزشکی لوپ های دست ساز را که با استفاده از پیچیدن سیم به دور دسته فلزی لوپ تهیه می شوند مورد استفاده قرار می دهند این نوع لوپ ها نیز به دو روش اسپکتروفتومتری و توزین مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین مقدار حجم برداشتی توسط لوپ ها به صورت تخمینی و از طریق ریاضی مورد بررسی قرار گرفت.
الف) روش اسپکتروفتومتری: در این روش از یک ماده رنگی که دارای جذب نوری در طول موج خاص است استفاده می گردد. معمولا از ماده رنگی اوانس بلو برای این آزمایش استفاده می شود اما با توجه به کمبود و گران بودن ماده مزبور در این بررسی از متیلن بلو که از نظر اقتصادی به صرفه بوده و در اکثر آزمایشگاه ها موجود است استفاده شد.
مواد مصرفی و معرف ها شامل موارد زیر بود:
پودر متیلن بلو– الکل طبی 96% (اتانول)– آب مقطر– لوپ های ۰۱/۰و ۰۰۱/۰و لوپ های دست ساز– لوله آزمایش– پی پت– سمپلر 20 لاندا– اسپکتروفتومتر
ابتدا ۲/۰ – ۱/۰ گرم از پودر متیلن بلو را در حلالی که از مخلوط کردن آب مقطر و الکل 96% به نسبت 50 به 50 تهیه شده حل می کنیم. پس از حل شدن کامل متیلن بلو در حلال مزبور 8 لوله آزمایش انتخاب کرده در لوله اول 2 میلی لیتر و در بقیه لوله ها 1 میلی لیتر از حلال ساخته شده را می ریزیم. سپس مقدار ۰۲/۰میلی لیتر از محلول متیلن بلو را به کمک سمپلر کالیبره شده به محلول اضافه کرده و پس از مخلوط کردن 1 میلی لیتر از محلول مزبور را به لوله دوم انتقال می دهیم و این عمل را تا لوله هشتم پی می گیریم (رقت های سریالی). پس از تهیه رقت های مزبور جذب نوری هر یک از لوله ها را در طول موج 663 نانومتر قرائت کرده و ثبت می کنیم.
با توجه به کاهش تصاعدی رقت لوله ها از کاغذ لگاریتمی برای تهیه منحنی استاندارد استفاده می شود. پس از ترسیم منحنی برای کالیبره کردن لوپ 15-10 لوله برداشته و در هر یک از آنها 1 میلی لیتر از حلالی که تهیه کرده بودیم می ریزیم و به کمک لوپ از محلول رنگی (متیلن بلو) در لوله ها وارد می کنیم. پس از خواندن جذب نوری آنها در طول موج 663 نانومتر و به دست آوردن میانگین جذب نوری و انتقال آن بر روی منحنی مقدار حجم برداشته شده توسط لوپ به راحتی به دست می آید.
از آنجا که مقدار کلنی بر اساس (CFU/ml ( colong forming unit گزارش می گردد اگر 1 میلی لیتر را که برابر با 1000 لاندا می باشد بر حجم به دست آمده تقسیم کنیم ضریب لوپ مجهول به دست خواهد آمد.
ب) روش توزین: در این روش ترازوی حساس با دقت ۰۰۱/۰گرم مورد نیاز است و از آنجا که وزن و حجم آب مقطر خالص مساوی هستند می توان به کمک لوپ از آب مقطر برداشت کرد و بر روی یک دیسک آنتی بیوگرام قرار داد و با توزین توسط ترازو مقدار حجم برداشتی را محاسبه کرد. در این روش ابتدا دیسک آنتی بیوگرام توزین می شود سپس مقدار افزایش وزن بر اثر برداشت آب مقطر توسط لوپ محاسبه می گردد. اگر این عمل را 15- 10 بار تکرار کرده و میانگین افزایش وزن را ثبت کنیم حجم برداشتی توسط لوپ به دست خواهد آمد.
ج) روش محاسبه ریاضی: در این روش اگر قطر سیم مورد استفاده در ساخت لوپ را توسط میکرومتر اندازه گیری کرده و قطر داخلی حلقه لوله را توسط کولیس محاسبه کنیم حجم برداشتی از طریق محاسبه حجم استوانه به دست می آید. این روش برای محاسبه مقدار برداشتی توسط لوپ چندان دقیق نیست زیرا حجم برداشتی توسط لوپ در مقایسه با روش های استاندارد حجم بیشتری را نشان می دهد و در عمل از آنجا که کشش سطحی بافت باعث می شود مقدار کمتری از محلول در مرکز لوپ قرار گیرد میزان برداشتی نهایی کمتر خواهد بود.
نتیجه بررسی: مقایسه نتایج حاصل از بررسی 3 روش فوق نشان می دهد که حجم برداشت شده توسط لوپ هایی که به عنوان لوپ تجاری عرضه می شوند استاندارد نیست برای مثال با لوپ تجاری ۰۰۱/۰مقدار برداشتی لوپ ۶/۰ لاندا می باشد و در مورد لوپ ۰۱/۰مقدار برداشتی ۴/۲ لاندا است. در نهایت ضریب لوپ ۰۰۱/۰برابر با ۶۶/۱۶۶۶و لوپ ۰۱/۰ برابر با ۶۶/۴۶۶ و لوپ دست ساز تقریبا معادل 338 است که با مقادیر ادعا شده تفاوت دارند.
نتیجه گیری: با توجه به بررسی های مزبور موارد زیر پیشنهاد می شود:
1-
لوپ هایی که تحت عنوان ۰۱/۰و ۰۰۱/۰ به صورت تجاری به فروش می رسند استاندارد نبوده و هر آزمایشگاه می باید نسبت به کالیبراسیون و تعیین ضریب دقیق لوپ مصرفی اقدام کند.
2-
در صورت عدم کالیبراسیون لوپ مصرفی شمارش کلنی در کشت ادرار به صورت تخمینی گزارش شود. (کمتر از 1000 یا 10000-1000 یا بیشتر از 10000)
3-
برای کالیبراسیون لوپ به علت مجهز نبودن اکثر آزمایشگاه ها به ترازوی حساس روش اسپکتروفتومتری پیشنهاد می شود.
4-
حتی المقدور سعی گردد تا لوپ ها به صورت پلاستیکی و یک بار مصرف تهیه شود.


تست‌های غربالگری سه ماهة دوم

افراد گروه دوم و هفتم در پروتکل پیگیری مادران در غربالگری سه ماهة اول و زنانی که به دلایل مختلف مرحلة اول را انجام نداده‌اند به مرحلة دوم غربالگری وارد می‌شوند. رایج‌ترین و مطمئن‌ترین روش غربالگری در سه ماهة دوم بارداری تست کوآدراپل مارکر یا به اختصار تست کوآد است. این تست شامل اندازه‌گیری آلفافتوپروتئین، استریول غیر کونژوگه، hCG و Inhibin A است. سپس مقادیر به دست آمده برای هر تست با مدین‌های مربوط به هر یک از آنها مورد مقایسه قرار می گیرد. این تست از ابتدای هفتة 14 (0D+14W) تا انتهای هفتة 22 (22W+6D) حاملگی قابل انجام بوده و بهترین زمان انجام آزمایش در ایران هفتة 15 حاملگی (و در سایر کشورها از 15W+2D تا 17W+0D) است.]6-5[

 

آلفافتوپروتئین (AFP): آلفافتوپروتئین یك انكوفتال پروتئین مشابه با آلبومین است كه ابتدا در كیسة زرده و سپس در كبد جنین سنتز می‌شود. مقداری از آلفافتو-پروتئین سنتز شده از طریق جفت وارد گردش خون مادر می‌گردد. میزان این ماده تا اواخر سه ‌ماهة دوم بارداری افزایش می‌یابد و پس از آن رو به كاهش گذاشته، جای خود را به آلبومین می‌دهد.

 

گونادوتروپین كوریونیك انسانی (hCG): hCG نخستین فرآوردة قابل اندازه‌گیری بارداری است و در هفته‌های اول بارداری غلظت آن تقریباً روزانه دو برابر می‌شود و در هفته‌های 10 تـا 12 بـارداری بـه حدود mIU/ml 000/100 می‌رسد و سپس تا اواخر دورة بارداری رو به كاهش می‌گذارد به نحوی كــه در سه ماهة سوم بـارداری به حدود mIU/ml000/10 می‌رسد. مطالعات گوناگون نشان داده‌اند كه hCG خون جنین اهمیت فراوانی در تكامل آدرنال و گونادهای جنین در سه ماهة دوم بارداری دارد.

 

استریول غیر كونژوگه (uE3): استریول غیر كونژوگه در جفت، كبد و آدرنال جنین سنتز می‌شود و وارد گردش خون می‌گردد. این تركیب در كبد مادر با گلوكورونید كونژوگه شده و از طریق كلیه دفع می‌شود. میزان استریول آزاد تا اواخر دورة بارداری افزایش می‌یابد.

 

(DIA) Inhibin A : Inhibin A یك گلیكوپروتئین متشكل از دو زیرواحد A و B است كه از تخمدان‌ها و جفت ترشح می‌شود. سطح آن در سه ماهة اول بارداری افزایش می‌یابد و در سه ماهة دوم رو به كاهش می‌گذارد و سپس در سه ماهة سوم مجدداً افزایش می‌یابد.

در جنین‌های مبتلا به سندرم داون افزایش سطح hCG و Inhibin A و کاهش سطح AFP و uE3 دیده می‌شود.]10-5[

تغییرات سطح این مارکرها در سایر اختلالات در جدول شمارة 2 آمده است.

 

تست‌های اینتگریتد[32] و سکوئنشیال

در پروتكل‌های غربالگری هر چه از ماركرهای كارآمد بیشتری برای تعیین ریسك استفاده شود نرخ تشخیص تست افزایش خواهد یافت. از این‌رو در سال 2002 تست اینتگریتد كه تلفیقی از ماركرهای NT و PAPP-A در سه ماهة اول و ماركرهای سه ماهة دوم است، معرفی شد. نرخ تشخیص این تست برای سندرم داون 95-92% است. از آنجا كه اندازه‌گیری NT، انجام تست اینتگریتد را مشكل می‌سازد (به دلیل محدود بودن سونوگرافیست‌های متبحر و نیز هزینة زیاد انجام سونوگرافی NT)، تست دیگری موسوم به‌ آزمایش سرم اینتگریتد[33] معرفی شد كه در آن تنها ماركرهای بیوشیمیایی سرم اندازه‌گیری و ریسك سندرم داون بر اساس آنها محاسبه می‌شود. نرخ تشخیص تست سرم اینتگریتد برای سندرم داون 85% است. اما تست‌های اینتگریتد در عین حال اشكالاتی نیز دارند كه از جملة آنها می‌توان به لزوم دو بار مراجعه مادر برای انجام تست و نیز عدم اعلام نتیجة[34] غربالگری تا انجام تست‌های سه ماهة دوم بارداری اشاره كرد. به همین دلیل در سال 2005 پروتكل دیگری به نام تست سکوئنشیال ابداع شد كه در آن ابتدا غربالگری سه ماهة اول با استفاده از ماركرهای NT، hCGβ Free و PAPP-A انجام و نتیجه به پزشك و بیمار اعلام می‌شود. در صورتی كه ریسك به دست آمده بیش از 1:50 باشد، بیمار برای انجام تست‌های تشخیصی معرفی شده و در صورتی كه ریسك كمتر از میزان مزبور باشد بیمار برای انجام تست سه ماهة دوم (كوآد ماركر) فراخوانده می‌شود و پس از انجام تست سه ماهة دوم ریسك نهایی بــا استفاده از تمامی ماركرهای اندازه‌گیری شده در سه ماهة اول و دوم محاسبه می‌گردد. نرخ تشخیص سندرم داون با این غربالگری نیز حدود 95-92% است.]5-1[

 

 

پروتکل پیگیری مادران در غربالگری سه ماهة دوم و تست‌های اینتگریتد و سکوئنشیال

بر اساس نتیجة تست غربالگری سندرم داون در سه ماهة دوم مادران در چهار گروه قرار می‌گیرند:

1- گروه اسکرین مثبت (high risk): در صورتی که ریسک جنین بیشتر از 1:250 باشد، پس از تأیید سن جنین، مادر برای مشاورة ژنتیک و انجام آمنیوسنتز ارجاع داده می‌شود. در صورتی که سن جنین با سن گزارش شده در جواب آزمایش بیش از 7 روز اختلاف داشته باشد مادر برای محاسبة مجدد ریسک به آزمایشگاه ارجاع داده می‌شود. در صورتی که برای تعیین سن جنین از LMP استفاده شده باشد حتماً باید پیش از انجام آمنیوسنتز، یک سونوگرافی برای تأئید سن جنین انجام شود.

تبصرة 1: درصورتی که ریسک جنین فقط برای تریزومی 18 مثبت شود به دلیل آنکه تریزومی مزبور با IUGR[35] همراه است، اختلاف سن بین سونوگرافی و LMP فاقد ارزش است.

تبصرة 2: در صورتی که جواب آمنیوسنتز طبیعی بود، باید این زنان از نظر پیامدهای نامطلوب بارداری جزء گروه پرخطر قرار گیرند و مراقبت‌های دوران بارداری برای آنها افزایش یابد (از جمـــله انجام آنومالی اسکن در هفته‌های 20-18، سونوگرافی هفتة 24 حاملگی برای رد IUGR، کنترل فشار خون، کنترل دفع ادراری پروتئین، کنترل ترشحات واژن برای رد عفونت و...).

2- گروه با ریسک بینابینی (borderline risk): در صورتی که ریسک سندرم داون بین 1:400-1:250 باشد، انجام سونوگرافی تفصیلی در هفته 20-18 توصیه می‌شود. همچنین وجود سطح غیرطبیعی مارکرها نظیر:AFP ((MoM ≥2.5، hCG ((MoM ≥3.0، Inhibin A (MoM ≥3.0) و uE3 (MoM ≤0.4)، سبب افزایش احتمال پیامدهای نامطلوب بارداری شده، ضرورت مراقبت های دوران بارداری را افزایش می دهد.

3- گروه اسکرین منفی (low risk): ریسک به دست آمده از 1:400 کمتر است. در این صورت غربالگری سندرم داون پایان می‌پذیرد.

4- در صورتی که نتیجة غربالگری اختلالات طناب عصبی بیشتر از ریسک تفکیک کننده (1:100) باشد، برای اطلاع از مواردی که ریسک اختلالات طناب عصبی را افزایش می‌دهد، به مبحث افزایش AFP مراجعه شود.

طبق توصیة آخرین راهنمای BCPGSP، انجام سونوگرافی تفصیلی سه ماهة دوم در هفتة 20–18 باید به تمام زنان باردار پیشنهاد شود. اگر در این سونوگرافی هیچ‌گونه مارکر مربوط به سندرم داون تحت عنوان مارکرهای خفیف[36] وجود نداشته باشد، می‌توان ریسک تریزومی 21 را تا 50% کاهش یافته قلمداد کرد.]10-5[

 

متغیرهای بالینی مؤثر بر ریسک و سطح مارکرها

سن مادر: احتمال داشتن جنین مبتلا به اختلالات کروموزومی با افزایش سن مادر افزایش می‌یابد. از طرفی احتمال مرگ داخل رحمی در جنین‌ مبتلا به نقایص کروموزومی بیشتر است، لذا خطر داشتن جنین مبتلا به نقص کروموزومی با افزایش سن بارداری کاهش می‌یابد (میزان مرگ خودبه‌خودی جنین‌های مبتلا به تریزومی 21 بین هفتة 12 و 40 حدود 30٪ و بین هفتة 16 و 40 حدود 20٪ است. در تریزومی 13 و 18 این میزان بین هفتة 12 و 40 حدود 80٪ است). بنابراین محاسبة دقیق سن مادر حیاتی است.

سن جنین: محاسبة دقیق سن جنین به دلیل آنکه سطح مارکرها با افزایش سن جنین تغییر می‌کند بسیار مهم است. سونوگرافی، با افزایش میزان صحت تخمین سن جنین، می تواند تا 2% موارد مثبت کاذب[37] را کاهش ‌دهد.

وزن مادر: ارتباطی معکوس بین وزن مادر و سطح مارکرهای سرمی وجود دارد که ناشی از اثر رقیق‌کنندگی حاصل از افزایش فیزیولوژیک حجم خون است. اصلاح وزن فقط در مورد NT صدق نمی کند.

منشاء نژادی[38]: در سیاه‌پوست‌ها‌ سطح سرمی آلفافتوپروتئین حدود 15٪، hCG 18٪ و PAPP-A 35% بالاتر و سطح Inhibin A 8٪ پایین‌تر از سفیدپوست‌ها است. در زنان مناطق جنوب آسیا سطح AFP 6٪ پایین‌تر و hCG 6٪، PAPP-A 17٪ و uE3 7٪ بالاتر از زنان سفیدپوست است. در کل سطح مارکرهای سه ماهة اول در زنان آسیایی بالاتر می باشد. اصلاحات مربوط به نژاد، سبب افزایش قدرت تشخیص تست‌های غربالگری می‌شود. تغییرات NT نیز در نژادهای مختلف دیده می‌شود، با این‌حال ارزش بسیار کمی برای اصلاح ریسک دارد.

دیابت وابسته به انسولین (IDDM): در زنان مبتلا به دیابت وابسته به انسولین، بعضی از مارکرهای سه ماهة دوم تمایل به کاهش دارد (برای مثال AFP حدود 10٪ و uE3 حدود 5٪ کاهش می‌یابد). در زنان دیابتک سطح Free βhCG 5% پایین تر و سطح PAPP-A 5% بالاتر است. NT اختلاف قابل توجهی در زنان دیابتیک پیدا نمی‌کند.

 

بارداری با استفاده از تکینک‌های کمک کنندة بارداری: اگر تخمک اهدایی باشد باید از سن اهداءکنندة تخمک به عنوان سن مادر استفاده شود. در IVF سطح hCG در سه ماهة دوم افزایش و سطح uE3 کاهش می‌یابد. اما در سطح AFP و Inhibin A، تفاوت معنی‌داری در IVF و بارداری طبیعی وجود ندارد. سطح بالای hCG احتمالاً به دلیل تجویز دوز بالای پروژسترون به این بیماران است و اگر اصلاح نشود موارد مثبت کاذب این گروه دو برابر بارداری طبیعی خواهد شد. در سه‌ ماهة اول سطوح پایین‌تر PAPP-A دیده می‌شود در حالی که NT و Free βhCG تغییر چندانی پیدا نمی‌کنند.

 

سابقة قبلی تریزومی: در خانم بارداری که سابقة داشتن جنین و یا بچة مبتلا به تریزومی دارد، خطر وجود تریزومی بیشتر از میزان مورد انتظار برای سن وی خواهد بود. بنابراین این فاکتور با تأثیر بر روی ریسک اولیه اثرات خود را در تعیین ریسک می‌گذارد.

 

محاسبه ریسک اختصاصی: جهت محاسبة ریسک اختصاصی زن باردار برای تریزومی ها ابتدا باید ریسک اولیة بیمار[39] (با توجه به سن مادر در هنگام زایمان و سابقه قبلی تریزومی) در نظر گرفته شود، سپس این ریسک اولیه در نسبت احتمال[40] (درصد جنین‌های غیر طبیعی به طبیعی دارای این یافته) هر مارکر ضرب شده و در نهایت ریسک اختصاصی برای هر تریزومی به دست می ‌آید.]8-5[

 

اصلاح ریسک تست‌های غربالگری با استفاده از مارکرهای سونوگرافیک سه ماهة دوم

اگر یکی از مارکرهای خفیف سندرم داون یا آنومالی در سونوگرافی هفتة20-18 دیده شود، می‌توان ریسک اختلالات آنوپلوئیدی را به صورت ذیل اصلاح نمود:

1- مشاهدة یک‌کانون منفرد اکوژنیک در ناحیة قلب[41]، ریسک سندرم داون را 4 برابر می‌کند (یعنی اگر ریسک سندرم داون بین 1:1000-1:250 باشد زن باردار باید برای آمنیوسنتز ارجاع داده شود).

2- مشاهدة یک کانون اکوژنیک در روده[42]، ریسک سندرم داون را سه برابر افزایش می‌دهد (یعنی ریسک 1:630 در تست‌های غربالگری تبدیل به 1:210 تبدیل شده و بیمار باید برای انجام آمنیوسنتز ارجاع داده شود).

3- اگر جنین دارای یک کیست کروئید پلکسوس[43] باشد، برای تفسیر آن باید به نتیجه تست‌های غربالگری مراجعه کرد:

اگر ریسک تریزومی 18 پایین و سن بیمار کمتر از 35 سال باشد، این یافته فاقد ارزش است؛ ولی در موارد ذیل زن باردار باید برای آمنیوسنتز ارجاع داده شود:

الف) یافتة غیر طبیعی دیگری در سونوگرافی گزارش شده باشد،

ب) سن مادر بیشتر از 35 سال باشد.

در کل کیست کروئید پلکسوس ارزش پیشگویی‌کنندة ضعیفی برای تشخیص اختلالات آنوپلوئیدی دارد.

غربالگری تریزومی 18:

تریزومی 18 یک اختلال شدید کروموزومی با شیوع 1 مورد در هر 8000 بارداری بوده و شایع‌ترین اختلال کروموزومی بعد از سندرم داون در بین تولدهای زنده محسوب می‌شود. علائم آن عبارتند از: اختلال در سیستم عصبی مرکزی، ناهنجاری‌های چشمی مثل فاصلة بیش از حد معمول بین دو چشم یا هایپرتلوریسم[44]، هایپوتلوریسم[45]، فقدان یک و یا هر دو چشم[46]، شکاف لب یا کام[47]، گوش‌های غیر طبیعی، پٌلی‌داکتیلی، نقص ساختاری در قلب و سیستم تناسلی. بر اثر این آنوپلوئیدی، کیست‌های وسیعی در شبکة کوروئید شکل می‌گیرد. جنس مؤنث بیشتر از مذکر در خطر ابتلاء به این اختلال است. MoM تمام مارکرها (به غیر از NT) در این اختلال کمتر از 1 است (بین 2/0 تا 8/0). بعضی مطالعات hCG MoM کمتر از 25/0 را به تنهایی بیانگر ریسک بالا تلقی می­کنند. در پیگیری بیماران با ریسک بالا، برای اطمینان از زنده بودن جنین، مادر حتماً برای انجام سونوگرافی ارجاع داده می شود، زیرا در جنین های مرده نیز تمام پارامترهای مذکور کاهش می‌یابد. بنابراین در صورت وجود ریسک بالا، انجام سونوگرافی و مشاورة ژنتیک و در صورت لزوم انجام آمنیوسنتز و CVS توصیه می‌شود. تست‌های غربالگری سه ماهه دوم حساسیت بالایی (حدود 80%) برای تشخیص این اختلال دارند و این حساسیت در تست‌های سکوئنشیال به 90% می‌رسد.

در مورد ریسک تفکیک‌کننده ای که بر اساس آن بیمار باید برای آمنیوسنتز ارجاع داده شود مقادیر مختلفی (از 1:100 تا 1:300) در نظر گرفته شده است.]12و5[

 

اختلالات طناب عصبی و یا NTDs:

میزان شیوع این اختلال 1 مورد در هر 1500 بارداری است. تست‌های غربالگری سه ماهة دوم حساسیت بالایی (حدود 80%) برای تشخیص این اختلالات دارند. اختلال طناب عصبی به دو شکل دیده می‌شود:

1- نوع شایع آن اختلال طناب عصبی باز[48] است که در آن مغز و طناب نخاعی از طریق شکافی در جمجمه و یا مهره‌ها در معرض محیط بیرون قرار می‌گیرند و مثال‌های معروف آن اسپاینا بایفیدای باز[49] یا میلومننگوسل،[50] آننسفالی و آنسفالوسل[51] است که با افزایش AFP تشخیص داده می‌شوند.

2- موارد نادرتر اختلالات طناب عصبی نوع بستة آن[52] است که در آن نقص‌های نخاعی توسط یک لایة پوست پوشانده شده و مثال‌های معروف آن عبارتند از: لیپومیلومننگوسل،[53] لیپومننگوسل[54] و اختلالات نورولوژیک ناشی از دفرمیتی طناب نخاعی[55] (که با اندازه گیری AFP تشخیص داده نمی‌شود).]13و5[

 

سندرم SLO:

این بیماری دومین اختلال شایع متابولیکی با شیوع 1 در 20000 است. بیماران مبتلاء به این عارضه دچار عقب‌ماندگی شدید ذهنی و مالتیپل آنومالی می‌باشند. بیماری مزبور ناشی از کمبود و یا فقدان آنزیم 7- دی هیدروکلسترول ردوکتاز در مسیر انتهایی سنتز کلسترول است. از آنجا که سطح کلسترول در جنین مبتلاء به سندرم SLO کاهش می‌یابد بنابراین هورمون‌های استروئیدی با منشاء کلسترول از جمله استریول غیر کونژوگه نیز در سرم جنین و مادر کاهش می‌یابد. این هورمون از جمله هورمون‌های اندازه‌گیری شده در تست کوآد مارکر است و در نتیجه می‌توان از طریق اندازه‌گیری MoM اصلاح شدة آن و همچنین MoMsاصلاح شدة 3 مارکر دیگر ریسک ابتلاء جنین به سندرم SLO را ارزیابی کرد. تشخیص قطعی سندرم SLO از طریق اندازه‌گیری سطح پیش‌ساز کلسترول (7- دی‌هیدروکلسترول) در مایع آمنیوتیک انجام می‌شود. انجام سونوگرافی نیز در این بیماران کمک زیادی به تشخیص این ناهنجاری مادرزادی می‌کند. ] 5[

 

تریزومی 13:

سندرم پاتو و یا تریزومی 13، یک ناهنجاری مادرزادی است که در هنگام تولد وجود دارد و ناشی از وجود یک نسخه اضافی از کروموزوم 13 است. این کپی اضافه سبب بروز ناهنجاری‌های ذهنی، جسمی و نقائص قلبی برای نوزاد می‌شود. بروز این سندرم نسبت به سایر تریزومی‌ها، نادرتر است. این سندرم بیشتر جنس های مونث را مبتلا می‌کند (شاید به این دلیل که میزان مرگ و میر جنین‌های مذکر تا زمان تولد بیشتر است). سندرم پاتو همانند سندرم داون با افزایش سن مادر مرتبط است و تمامی نژادها را درگیر می‌کند. 1 نفر از هر 10000 تولد زنده به این سندرم مبتلا هستند. علائم این اختلال طیفی از ظاهر و عملکرد عادی تا شرایط وخیم را در بر می گیرد. میکروسفالی، NTDs (به ویژه میلومنینگوسل)، عقب‌ماندگی ذهنی، کوچکی‌چشم[56]، فقدان چشم[57]، چشم‌های خیلی نزدیک یا حتی چسبیده به هم (آنومالی پیتر)[58]، گوش‌های بدفرم و پایین‌تر از حد معمول، پلی‌داکتیلی، انگشت خمیده، پاشنة پای برجسته و فقدان دنده‌ها نیز می تواند در این اختلال بروز کند. سطح مارکرهای سه ماهة اول به شدت کاهش یافته و NT نیز افزایش می‌یابد. تست‌های غربالگری سه ماهة اول حساسیت بالایی (حدود 90%) برای تشخیص این اختلال دارند.]14-5[

 

پره اکلامپسی:

در سالیان اخیر از مارکرهای تست کوآد مارکر برای تعیین ریسک پره‌اکلامپسی نیز استفاده می‌شود. قدرت تشخیص مارکرهای اندازه‌گیری شده به همراه مارکرهای بالینی مادر (شامل دیابت، نولیپار بودن، سن، وزن، دوقلویی و...) در تست کوآد مارکر برای پره‌اکلامپسی مجموعاً حدود 65% است.


پروتکل های غربالگری پیش از تولد

پنجشنبه 7 دی 1391 05:36 بعد از ظهر
طبقه بندی:اطلاعات برای پزشکان، 

در مجموع پروتكل های ملی غربالگری سندرم داون پروتكل هایی هستند كه هم كارآمد و مقرون به صرفه اند و هم امكان انجام آنها در سراسر كشور وجود دارد.

پروتکل های غربالگری پیش از تولد

پروتکل های غربالگری پیش از تولد

 

ملاك های انتخاب پروتكلهای ملی غربالگری

هنگام انتخاب پروتكلهای ملی غربالگری معیارهای زیر مد نظر قرار می گیرند:

1- پروتكل هایی به عنوان پروتكل ملی انتخاب می شوند كه كارآمد قلمداد گردند بدین معنی كه نرخ تشخیص قابل قبولی برای ناهنجاری مورد نظر داشته باشند. برای غربالگری سندرم داون پروتك لهایی با نرخ تشخیص از 40% تا 95 ٪ معرفی شده اند كه هر كشوری بر اساس میزان بودجة تخصیص داده شده و امكانات خود یك یا چند نوع از پروتكل های مورد اشاره را انتخاب می كند.

2- پروتكل هایی به عنوان پروتكل ملی انتخاب می شوند كه مقرون به صرفه باشند. پروتكل های غربالگری سندرم داون هر چه نرخ تشخیص بیشتری داشته باشند، هزینة بیشتری نیز در بر خواهند داشت. بنابراین بر اساس میزان بودجة در نظر گرفته شده، پروتكلی كه بیشترین نرخ تشخیص را دارد انتخاب می شود. لازم به ذكر است كه در تمامی كشورهای پیشرفته هزینه های غربالگری سندرم داون و دیگر اختلالات مادرزادی را مؤسسات بیمه بر اساس پروتكل انتخاب شده (پروتكل ملی) تقبل می كنند، چرا كه همواره پیشگیری، هزینه های كمتری نسبت به درمان در بر دارد و تنها در صورتی كه شخصی بخواهد پروتكلی حساس تر و كامل تر را انجام دهد، هزینة انجام آن را شخصاً پرداخت خواهد كرد.

3- پروتكل هایی به عنوان پروتكل ملی انتخاب می شوند كه در سراسر كشور قابل انجام باشند. از آنجا كه تمامی ماركرهای مورد استفاده در پروتكل های غربالگری سندرم داون را نمی توان به سهولت در تمام مناطق كشور اندازه گیری كرد (برای مثال ماركر NT) به دلیل نیاز به تجهیزات پیشرفته و گرا نقیمت و نیروی انسانی مجرب و ورزیده، بنابراین پروتكل هایی را كه در آنها از این گونه ماركرها استفاده می شود، نمی توان به سهولت به عنوان پروتكل ملی انتخاب كرد.

4- پروتكل های ملی باید قابلیت انجام سریع، صحیح و آسان را در تمام مناطق كشور داشته باشند، گرچه نظارت بر انجام صحیح این پروتكل ها فرآیندی پیچیده، پرهزینه و زمان بر است.

5- قوانین و اعتقادات رایج در كشورها نیز در تعیین پروتكل های ملی غربالگری تأثیرگذار هستند

 

در مجموع پروتكل های ملی غربالگری سندرم داون پروتكل هایی هستند كه هم كارآمد و مقرون به صرفه اند و هم امكان انجام آنها در سراسر كشور وجود دارد.

 

ویژگی های ماركرهای مناسب برای غرباگری

اساس غربالگری بر اندازه گیری ماركرهایی استوار است كه اولاً با وجود یك اختلال در جمعیت مورد بررسی مرتبط باشند و ثانیاً سطح آنها در جمعیت نرمال و جمعیت مبتلا متفاوت باشد. بررسی ماركرهای غربالگری الزاماً نباید با انجام آزمایش توأم باشد. به عنوان مثال سن مادر كه در گذشته به عنوان یك ماركر برای غربالگری سندرم داون به كار می رفت به خودی خود و بدون نیاز به آزمایش، دو گروه پرخطر و

كم خطر را از یكدیگر جدا می كند، گرچه این ماركر نرخ تشخیص اندكی برای سندرم داون دارد. زمانی یك ماركر، ماركر غربالگری مناسب محسوب می شود كه دارای دو ویژگی اصلی زیر باشد:

1- میزان آن در دو جمعیت نرمال و مبتلا متفاوت باشد (به عنوان مثال مادران دارای جنین نرمال و مادران دارای جنین مبتلا به سندرم داون. هر چه میزان یك ماركر در دو جمعیت نرمال و مبتلا اختلاف بیشتری داشته باشد، ماركر قوی تری برای غربالگری به حساب می آید.

2- بتواند با دقت در سطح گسترده و با هزینة قابل قبول اندازه گیری شود. در پروتكل های غربالگری (به ویژه در مورد سندرم داون) همواره تلاش بر این بوده است تا از تركیب ماركرها استفاده شود تا قدرت تشخیص نهایی پروتكل افزایش یابد.

در مورد سندرم داون، تست های غربالگری نرخ تشخیص بسیار بالاتری نسبت به تس تهای تشخیصی برای جامعه به همراه دارند، زیرا تست های تشخیصی برای سندرم داون را در حال حاضر تنها می توان برای حدود 5٪ زنان باردار به صورت روتین انجام داد، بنابراین نرخ تشخیصی كه برای جامعه ایجاد می كنند 5٪ است. اما تس تهای غربالگری را می توان به صورت روتین برای 100 ٪ زنان باردار انجام داد، پس در صورت انجام تستی با نرخ تشخیص 80 ٪، هشتاد درصد موارد سندرم داون در جامعه تشخیص داده خواهد شد.

ضرورت توجه به مدین ها و نظارت مداوم در پروتكل های غربالگری پیش از زایمان

اساس محاسبة ریسك در تریزومی ها، به دست آوردن MoMs (Multiple of Medians) اصلاح شده برای هر ماركر و ضرب كردن نسبت احتمال هر MoM در ریسك اولیة مادر است. MoM، نسبت میزان هر ماركر اندازه گیری شده به مدین جامعه در آن هفته و روز بارداری است كه مادر در آن قرار دارد. بنابراین مدین ها

اساس محاسبة ریسك در تمامی پروتكل های غربالگری پیش از زایمان محسوب می شوند. پس در صورتی كه از مدین های نادرست استفاده شود، MoM نادرست به دست می آید و در پی آن ریسك های نادرست برای مادر محاسبه خواهد شد!

در مورد مدین ها نكات زیر شایان اهمیت است:

  • مدین ها در هر هفته و روز بارداری تغییر می یابند؛ به عنوان مثال مدین AFP با افزایش هفته های بارداری افزایش می یابد.
  • مدین ها در جمعیت ها و نژادهای مختلف با یكدیگر تفاوت دارند، بنابراین به هیچ عنوان نمی توان از

مدین هایی كه در سایر كشورها برای محاسبة ریسك استفاده می شود برای محاسبة ریسك زنان ایرانی بهره

جست.

  • مدین ها با روش های مختلف اندازه گیری هر ماركر تغییر می یابند به عنوان مثال مدین AFP كه با روش، رادیو ایمنو اسی اندازه گیری می شود با مدین AFP كه با روش الایزا اندازه گیری می شود تفاوت دارد.
  • مدین ها حتی با مارك ها و برندهای مختلف یك روش اندازه گیری نیز تغییر می كنند و حتی دیده شده است كه مدین ها با سری های مختلف تولید شده از یك برند نیز تغییراتی را نشان می دهند. بنابراین هر آزمایشگاهی كه در صدد انجام تست های غربالگری پیش از زایمان است باید اولاً مدین خود را بر اساس جمعیت مراجعه كننده به آن آزمایشگاه و روش و برند كیت های مورد استفادة خود به دست آورد و ثانیاً همواره مدین ماركرها و مدین را به دقت زیر MoMs نظر داشته باشد كه این مهم مستلزم انجام

كنترل كیفی داخلی و خارجی دقیق و صحیح و نظارت مداوم است.

در همین راستا لازم به ذكر است كه پس از به دست آوردن مدین ها، آزمایشگاه به هیچ عنوان مجاز به تغییر روش و برند مورد استفادة كی تهای خود نیست مگر اینكه از مد تها قبل مدین های روش و برند جدید را به دست آورده باشد.

اصولاً به دست آوردن و نظارت بر مدین ها كاری پیچیده، زمان بر و پرهزینه بوده و مستلزم در اختیار داشتن تعداد نمونة بسیار زیاد است. از سوی دیگر انجام تمامی تست های غربالگری پیش از زایمان باید با دستگاه های تمام خودكار انجام شود تا خطای انجام تست به حداقل برسد، زیرا خطای روش های دستی به ویژه در مورد تستهایی كه از حساسیت زیادی برخوردارند سبب بروز خطا در محاسبة مدین و در پی آن خطا در محاسبة MoM و ریسك مربوطه می گردد. بر مبنای همین دلایل در تمامی كشورهای پیشرفتة دنیا آزمایشگاه های خاصی به عنوان مرجع انجام تستهای غربالگری پیش از زایمان انتخاب شده اند و سایر آزمایشگاه ها

تنها اقدام به نمونه گیری و ارسال نمونه ها به آزمایشگاه های مرجع (آن هم بر اساس پروتكلی مشخص، صحیح و یكسان) می كنند؛ چون تنها آزمایشگاه های مرجع، به دلیل داشتن تعداد نمونة زیاد، قادر به نظارت صحیح و دقیق بر مدین، MoM و در نهایت نتایج گزارش شدة خود هستند.

موارد مزبور دلایل اصلی اختلاف ریس كهای گزارش شده توسط آزمایشگاه های مختلف است.

 

احتمال ابتلای جنین در صورت مثبت بودن نتیجة تست های غربالگری

احتمال مبتلا بودن جنین در صورت مثبت بودن نتیجة تست غربالگری و یا OAPR (Odds of being Affected given a Positive Result (= OAPR) ) ، همان گونه كه از نام آن برمی آید احتمال مبتلا بودن جنین به یک ناهنجاری خاص (در اینجا سندرم داون، ادوارد و ...) است، در صورتی که نتیجه غربالگری برای ناهنجاری مورد نظر مثبت باشد.

به هیچ عنوان نباید انتظار داشت درصد بالایی از کسانی که نتیجه تست های غربالگری آنان مثبت بوده است دارای جنین مبتلا باشند. OAPR به صورت 1:n نشان داده می شود. به عنوان مثال اگر OAPR برای یک پروتکل غربالگری سندرم داون 1:33 باشد، این بدان معنی است که از هر 33 نفری که نتیجه تست غربالگری آنها مثبت است یک نفر جنین دارای جنین مبتلا به سندرم داون است و 32 نفر جنین های غیر مبتلا دارند.

 

 

غربالگری سه‌ماهة اول[1]

در غربالگری سه‌ماهة اول خانم باردار از ابتدای هفتة 11 (11W+0D) تا انتهای هفتة 13 (13W+6D) برای انجام تست به آزمایشگاه ارجاع می‌شود (بهترین زمان انجام تست در فاصلة 12W+0D تا 13W+3D است). از آنجا که این تست در سه‌ماهة نخست بارداری انجام می‌شود و همزمان مارکرهای بیوشیمیایی و سونوگرافی را در نظر می‌گیرد، غربالگری توأم سه ماهة اول نامیده می‌شود. این نوع غربالگری مشکلات غربالگری‌های جداگانه بر اساس مارکرهای بیوشیمیایی (PAPP-A و Free βhCG) و مارکر سونوگرافی (NT) را که در گذشته هر یک به تنهایی انجام می‌شدند، رفع می‌کند.]4[

امروزه راهکار ارجح در غربالگری سه ماهه اول این است که با استفاده از روش‌هایی که در آنها حداکثر 2 ساعت پس از خونگیری جواب‌ آزمایش‌های بیوشیمیایی آماده می‌شود و تنها با یک‌بار حضور در کلینیک، ریسک مربوطه برای بیمار تعیین شود. کلینیک‌های دارای شرایط انجام چنین تست‌هایی OSCAR[2] نامیده می‌شوند.]1[

 

چرا زمان آغاز غربالگری سه ماهة اول هفتة یازدهم بارداری است؟

به سه دلیل:

1) آغاز تفاوت معنی دار مدین (= میانه)[3] جامعة جنین‌های نرمال و جنین‌های مبتلا به سندرم داون از هفتة 11 بوده و پیش از آن همپوشانی مدین‌های این دو جامعه بالاست.

2) به طور کلی در تمام تست‌های غربالگری، زمانی انجام تست توجیح پذیر است که به دنبال آن یک تست تشخیصی نیز وجود داشته باشد تا بتوان با آن موارد مثبت غربالگری[4] را مورد تأیید قرار داد. تست تشخیصی موجود در این مرحله CVS[5] است، اما نمی‌توان زودتر از هفتة 11 حاملگی آن را انجام داد زیرا اولاً احتمال سقط جنین بیشتر است و ثانیاً ارتباط معنی‌داری بین انجام این تست پیش از هفتة 11 و افزایش بروز یکسری اختلالات جنینی، از جمله اختلالات عضوی عرضی[6]، میکروناتیا[7] (یا کوچک بودن فکین) و کوچک بودن زبان[8] مشاهده شده است.

3) در سونوگرافی NT، گذشته از اندازه‌گیری این مارکر یکسری بررسی‌های دیگر هم از ارگان‌های جنین انجام می‌شود که این بررسی‌ها پیش از 11 هفتگی جنین قابل اعتماد نیستند. از جملة این بررسی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- بررسی اگزومفالوس (فتق نافی):[9] تقریباً در تمامی جنین‌ها بین هفته‌های 8 تا 10 حاملگی فتقی در ناحیة روده مشاهده می‌شود که با ایجاد یک تودة هایپراکوژنیک در قاعدة ناف، تقریباً تشخیص فتق نافی را غیرممکن می‌سازد.

- بررسی آکرانیا (فقدان جزئی یا کامل جمجمه) و یا آننسفالی (فقدان مغز): برای بررسی این اختلالات باید فرآیند استخوانی‌ شدن[10] جمجمه کامل شده باشد. اما این فرآیند در هفتة 11 صورت می‌گیرد و بررسی‌های پیش از هفتة 11 در این مورد قابل اعتماد نیستند.

- بررسی قلب: بررسی چهار حفرة قلب و شریان‌های بزرگ بعد از هفتة 10 حاملگی امکان‌پذیر است.

- بررسی معده و مثانه: این اعضاء 50٪ موارد در هفتة 10، 80٪ موارد در هفتة 11 و 100٪ موارد در هفتة 12 رویت می‌شوند.]4-1[

 

چرا پایان غربالگری سه ماهة اول در 13W+6D است؟

به سه دلیل:

1- در صورتی که جنین دچار اختلالی باشد بیمار فرصت انتخاب روش‌های ختم حاملگی در سه ماهة اول را خواهد داشت.

2- میزان بروز ادم پشت گردن[11] در جنین‌های دارای کروموزوم غیر طبیعی طی هفته‌های 18-14 حاملگی کمتر از میزان بروز آن در هفته های زیر 14 است.

3- میزان موفقیت در اندازه‌گیری NT در زیر 14 هفتگی حدود 100- 98٪ است، در حالی که از هفتة 14 به بعد با قرار گرفتن جنین در وضعیت عمودی احتمال موفقیت در اندازه‌گیری NT و به دست آوردن تصویری مناسب به کمتر از 90٪ می‌رسد.]4و1[

نوکال ترانس‌لوسنسی:[12] NT، شاخصی از میزان مایع جمع شده در زیر پوست ناحیة گردن جنین است. به عبارت دیگر حداکثر ضخامت منطقة شفاف بین پوست و بافت نرم پوشانندة مهره‌های گردن را NT می گویند. در 95٪ موارد برای اندازه‌گیری NT می‌توان از روش ترانس ابدومینال[13] استفاده کرد و فقط در مورد زنان چاق باید از روش ترانس واژینال[14] استفاده شود. از آنجا که در غربالگری سه ماهه اول مارکر NT بیشترین تأثیر را در محاسبة ریسک دارد، از این رو بسیار مهم است که این اندازه‌گیری به همراه اندازه‌گیری CRL[15] توسط سونولوژیست مجرب و با پروتکل یکسان انجام شود تا ریسکی صحیح به دست آید.

برای اطمینان از صحت اندازهگیری NT، ضمیمه کردن عکس استاندارد NT به گزارش سونوگرافی ضروری است. عکس استاندارد NT باید شامل چهار ویژگی زیر باشد:

1- در محدوده CRL قابل قبول تهیه شده باشد. CRL قابل قبول برای اندازه‌گیری NT در ایران 81- 39 میلی‌متر و در سایر کشورها 84- 45 میلی‌متر است.

2- تصویری که برای اندازه‌گیری NT مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شامل نمای نیمرخ[16] از جنین بوده، بطوریکه تیغه بینی و نوک آن دیده شود و بزرگ‌نمایی آن به حدی باشد که فقط قسمت بالای سینه و سر در تصویر دیده شود.

3- در هنگام تهیه عکس گردن جنین باید در حالت نوترال[17] قرار داشته باشد. اگر سر جنین بیش از حد رو به جلو خم شده باشد[18] می‌تواند تا 4/0 میلی‌متر کاهش کاذب، و اگر بیش از حد به سمت عقب خم شده باشد[19] تا 6/0 میلی‌متر افزایش کاذب در اندازه‌گیری NT ایجاد کند.

4- محل قرار گرفتن کالیپرها (نشانگر) برای مشخص کردن محدودة NT در عکس باید به صورت داخل به داخل[20] باشد.

توجة 1: در هنگام اندازه‌گیری NT باید دقت کرد تا پوست جنین با غشاء آمنیون اشتباه گرفته نشود، زیرا هر دو دارای ساختاری غشایی و نازک هستند. به این منظور باید در هنگام اندازه‌گیری NT منتظر حرکت خودبه‌خودی جنین بود تا پوست از غشاء آمنیون دور شود و یا به طور مصنوعی با درخواست از مادر برای سرفه کردن و یا زدن چند ضربه به شکم وی موجب حرکت جنین و دور شدن پوست از غشاء آمنیون شد.

توجة 2: در 10- 5٪ موارد بند ناف به دور گردن می‌پیچد که در این حالت بایدNT در قسمت بالا و پایین بند ناف اندازه‌گیری و میانگین این دو عدد گزارش شود.

توجة 3: طبق توصیة آخرین راهنمای BCPGSP[21] کانادا، مجوز انجام سونوی NT سونولوژیست‌ها باید هر سال تمدید شود و یکی از معیارهای تمدید این مجوز، انجام حداقل تعداد مشخصی سونوی NT در سال است.

NTدر اختلالات کروموزومی نظیر سندرم داون و سندرم ترنر افزایش می یابد. بیشترین افزایش NT در سندرم ترنر (45,XO که معمولاً کروموزوم Xپدری به جنین منتقل نشده و شیوع 1 به 4000 دارد) دیده می‌شود به طوری که مقدار NT تا 8 میلی‌متر بیشتر از مدین جنین‌های نرمال افزایش می‌یابد، حال آن‌که در تریزومی‌های 21، 18 و 13 حداکثر افزایش NT تا 5/2 میلی‌متر بیشتر از مدین جنین‌های نرمال است.

به طور طبیعی میزان NT با افزایش سن جنین افزایش می‌یابد. بر اساس گزارش مطالعات مختلف مدین NT با CRL حدود 39 میلی‌متر، 2/1 میلی‌متر و با CRL حدود 81 میلی‌متر، 1/2 میلی‌متر است.]4-1[

 

افزایش NT در سایر اختلالات

1- اختلالات قلبی و اختلالات شریان‌های بزرگ (از هر 33 جنینی که NT آنها بین 2/2 تا 8/2 میلی‌متر است، یک جنین به اختلالات قلبی - عروقی مبتلا است. زمانی که NT بیشتر از 5/3 میلی‌متر باشد این احتمال تا 1 به 16 افزایش می‌یابد).

2- فتق دیافراگماتیک

3- نارسایی ریوی

4- دیسپلازی اسکلتی[22]

5- عفونت‌های مادرزادی

6- طیف وسیعی از سندرم‌های ژنتیکی (به ویژه آنهایی که سبب کاهش تحرک جنین می‌شوند)

7- اختلالات متابولیکی و هماتولوژیک

8- دو درصد جنین‌های نرمال بدون داشتن هیچ‌گونه مشکل خاصی NT بالا دارند.]4-1[

 

مارکرهای بیوشیمیایی اندازه‌گیری شده در سه ماهة اول

PAPP-A: این مارکر یک آنزیم متالوپپتیدازی است که از سلول‌های تروفوبلاستیک جفت به ویژه تروفوبلاست‌های خارج پرزی ترشح می‌شود. سطح آن در هفته‌های 11 تا 13 با شیبی نسبتاً تند افزایش می‌یابد. زنان بارداری که سطح PAPP-A آنان در هفته‌های 11 تا 14 بارداری کمتر از میزان مورد انتظار باشد، احتمال ابتلاء جنین آنها به سندرم داون بالاتر است. این آنزیم با شکستن پروتئین‌های باند شونده به IGF[23] و آزادکردن آن سبب تحریک نقش تهاجمی تروفوبلاست‌ها شده و در نتیجه در لانه‌گزینی جنین نقش مهمی دارد. IGF در تنظیم انتقال گلوکز و اسیدهای آمینه از جفت نقش دارد. از دیگر نقش‌های بیولوژیک IGF آن است که کارکردی مشابه هورمون رشد داشته و در نتیجه در رشد و نمو جنین نیز نقش دارد.

Free βhCG: زیرواحد بتای آزاد هورمون hCGاست که از سلول‌های تروفوبلاست ترشح می‌شود. سطح Free βhCG خون مادر نظیر سطح hCGدر بارداری‌های توأم با سندرم داون تمایل به افزایش نشان می‌دهد. تغییرات آن در خون مثل هورمون hCGاست یعنی با شیبی تند از هفتة دهم رو به کاهش می‌گذارد.]4-1[

تغییرات این مارکرها در سایر اختلالات در جدول شماره 1 آمده است.

 

پروتکل پیگیری مادران در غربالگری توأم سه ماهة اول

بر اساس نتیجة تست غربالگری سندرم داون در سه ماهة اول، بیماران در هفت گروه قرار می‌گیرند:

1- گروه اسکرین مثبت (high risk): در صورتی که ریسک زن باردار بیشتر از 1:50باشد (یعنی در ریسک اعلام شده مخرج کسر از 50 کوچک‌تر باشد)، باید مستقیماً برای انجام تست‌های تشخیصی[24] ارجاع داده شود.

2- گروه با ریسک بینابینی (Borderline risk): در صورتی که ریسک زن باردار بین 1:50 تا 1:1500 باشد، توصیه می‌شود تا سه ماهة دوم منتظر بماند و تست سکوئنشیال[25] را انجام دهد.

3- گروه اسکرین منفی (low risk): در صورتی که نتیجة غربالگری توأم سه ماهة اول کمتر از ریسک تفکیک کننده (1:1500) باشد غربالگری سندرم داون پایان می‌پذیرد و بیمار فقط برای بررسی اختلالات لولة عصبی یا NTDs به منظور اندازه‌گیری آلفافتوپروتئین و محاسبة AFP MoM در هفتة 15 الی 16 حاملگی به آزمایشگاه ارجاع داده می‌شود.

4- در صورتی که تنها یافتة غیر طبیعی در جنین، وجود NT بالای 3 میلی‌متر بوده و سن مادر بالای 35 سال باشد، باید برای انجام آمنیوسنتز ارجاع داده شود.

5- در صورتی که تنها یافتة غیر طبیعی در جنین، NT بالای 4 میلی‌متر بوده و سن مادر کمتر از 35 سال باشد، باید برای انجام آمنیوسنتز ارجاع داده شود.

6- زنان در هر سنی اگر جنین آنها NT بالای 5/3 میلی‌متر داشته باشد، باید در هفتة 20-18 حاملگی برای اکوکاردیوگرافی ارجاع داده شوند.

7- طبق توصیه آخرین راهنمای BCPGSP علاوه بر گروه دوم، گروه‌های زیر هم باید تست‌های کامل سکوئنشیال را انجام دهند:

- زنان بالای 35 سال در هنگام زایمان (در چاپ پیشین راهنمای مزبور، سن این گروه زنان بالای 36 سال ذکر شده بود.)

- زنان با بارداری دوقلویی

- زنانی که سابقه‌ای از بچه یا جنین مبتلا به سندرم داون، ادوارد و یا اختلالات لولة عصبی داشته‌اند (و یا والدینی که ناقل هر نوع ترانس‌لوکیشن،[26] دیلیشن،[27] اینزرشن[28] و یا اینورشن[29] باشند که سبب افزایش ریسک داشتن بچة مبتلا به تکامل کروموزمی نامتوازن[30] می گردد).

- زنان بالای 35 سال که سابقة 3 بار یا بیشتر سقط دارند. (در چاپ جدید این راهنما، این گروه حذف شده و در همان گروه اول قرار می گیرند).

- زنانی کهHIV مثبت هستند (از آنجائیکه انجام آمنیوسنتز در این گروه از زنان سبب افزایش بالقوة انتقال HIV از مادر به جنین می‌شود بنابراین بهتر است برای کاهش موارد مثبت کاذب تست‌های غربالگری در این گروه از زنان از تست سکوئنشیال استفاده شود).

- زنانی که IVF یا ICSI[31] انجام داده‌‌اند.]5-1[



تغذیه در دوران بارداری

پنجشنبه 7 دی 1391 05:30 بعد از ظهر
طبقه بندی:اطلاعات برای زنان، 

سوالی كه برای بسیاری از خانم ها مطرح می باشد این است كه افزایش وزن دوران بارداری به چه صورت كاهش می یابد؟

تغذیه دوران بارداری

بدون شك یكی از بزرگ ترین آرزوهای تمامی زنان، داشتن نوزادی سالم و تندرست است به این جهت تمامی مادران سعی بر آن دارند تا عوامل موثر بر بهبود روند بارداری و نتیجه آن را مورد بررسی قرار دهند و تا حد ممكن از عوامل زیان آور دوری جویند. تغییرات زیادی در اثر بارداری در بدن مادر به وجود می آید و عوامل زیادی در تعیین روند صحیح بارداری ونتیجه بارداری موثر هستند. از جمله تغییراتی كه دربدن مادر حاصل می شود، تغییر درهضم و جذب غذا ( جذب غذا از روده ها بهتر و بیشتر می شود )، افزایش حجم خون مادر و افزایش چربی های ذخیره ای بدن مادر است . برای اندازه گیری رشد مناسب جنین و سلامت مادر، بهترین و آسان ترین راه، كنترل افزایش وزن مادر است.

یكی از مهمترین واصلی ترین نكات، تغذیه ی مادر باردار می باشد، زیرا رشد و نمو كامل جنین رابطه تنگاتنگی با تغذیه مادر داشته و تامین نیازهای او با دریافت مواد مغذی مادرعجین شده است و تنها راه برآوردن نیازهای انرژی و ساختاری جنین به واسطه جفت است.

بنابراین توجه به این تغییرات و تنظیم یك برنامه غذایی متناسب با آن، در این دوران ضروری به نظر می رسد. هرچه رژیم غذایی مادر كامل ترو متناسب تر باشد، كودك بهتر رشد خواهد كرد، البته كمبود غذایی مادر درحد خفیف اثر چندانی بر رشد كودك ندارد زیرا كودك نیازش را از ذخائر بدن مادر تامین می كند، پس این مادر است كه دردرجه اول لطمه می بیند . از این رو، مادران باردار باید هم برای حفظ سلامت كودكشان و هم خودشان، توجه زیادی به امر تغذیه داشته باشند.

هیچ تغییر وزنی در طول بارداری را نمی توان به عنوان الگوی طبیعی تعیین كرد و دیگران را نسبت به آن سنجید، زیرا الگوهای تغییر وزن بسیار متنوع هستند.

به طور معمول زنان باردار در طول حاملگی حدود 12-10 كیلوگرم اضافه وزن دارند، البته برای خانم های لاغر تا 18 كیلوگرم و برای خانم های چاق تا 11 كیلوگرم در نظر گرفته شده است.

این تقسیم بندی ها بر اساس شاخص توده بدن(BMI) به دست می آید كه از تقسیم كردن وزن پیش از حاملگی بر مجذور قد مادر حاصل می شود.
افزایش وزن بدن در طول حاملگی به صورت یكنواخت نیست. در 3 ماهه ی اول افزایش وزن آهسته و حدود 2-1 كیلوگرم است. در طول 6 ماهه ی آخر، افزایش وزن حدود 5/0 كیلوگرم در هفته می باشد. البته هر گونه تغییر وزن ناگهانی باید گزارش داده شود.

قسمت اعظم كاهش وزن مادر در زمان زایمان( حدود 5/5 كیلوگرم) و در دو هفته اول بعد از زایمان ( حدود 4 كیلوگرم) است. 5/2 كیلوگرم باقی مانده از هفته دوم تا ماه 6 بعد از زایمان كاهش می یابد، البته زنانی كه قبلاً زایمان داشته اند، میزان بیشتری از افزایش وزن زمان حاملگی خود را حفظ خواهند كرد. نیاز مادر در دوران بارداری به پروتئین ، ویتامین ها، املاح و انرژی افزایش می یابد.

انرژی
نیاز مادر به انرژی درسه ماهه ی اول مثل دوران پیش از بارداری است، ولی درسه ماهه ی دوم و سوم باید روزانه 300 كالری بیشتر مصرف كند . مصرف زیاد كالری موجب چاقی مادر و بازگشت مشكل تر به مقدار وزن پیش از بارداری خواهد شد.مصرف كم انرژی نیز موجب تحلیل بدن مادر خواهد شد.
ورزش سنگین دربارداری توصیه نمی شود زیرا این گونه ورزش ذخائر چربی بدن مادر را مصرف كرده و موجب كاهش ذخایر برای دوران شیردهی می شود.

پروتئین
به طورمتوسط مادر باردار، باید 10 تا 16 گرم پروتئین علاوه بر نیاز پیش از بارداری مصرف كند كه بطور معمول 60 گرم كافی است .

ویتامین ها
دربین ویتامین ها، افزایش نیاز به اسید فولیك از همه بیشتر است كه موجب رشد مغزی مناسب كودك شده و مادر باید از زمانی كه تصمیم به بارداری می گیرد قرص اسید فولیك مصرف كند و مصرف آ ن را تا پایان ماه دوم بارداری ادامه دهد. نیاز به ویتامینهای گروهB خصوصاًB6 هم زیاد می شود كه با افزایش مصرف منابع غنی از آنها تامین خواهد شد.
ویتامین هایE , D , A هم برای رشد كودك مهم هستند، وی به دلیل ایجاد مسمومیت باید از مصرف بیش از حد آنها اكیدا پرهیز كند. پس اگر مكمل ویتامینی مصرف می كنید، حتما به دستورآن یا به میزان این ویتامین ها توجه كنید.

مواد معدنی
مهمترین آنها كلسیم است. اگر مادر از منابع كلسیم به مقدار كافی و مناسب مصرف نكند، به زودی دچارپوكی استخوان و خرابی دندان خواهد شد و رشد قدی كودك كمتراز حد معمول می شود. عنصر مهم دیگر آهن است كه اكثر پزشكان ازماه چهارم بارداری مكمل آهن را توصیه می كنند


لاپاروسکوپی (Laparoscopy)

پنجشنبه 7 دی 1391 05:29 بعد از ظهر
طبقه بندی:اطلاعات برای زنان، 

لاپاروسکوپی (Laparoscopy)

 

لاپاروسکوپی عملی است که برای دیدن اعضای داخل شکم بکار میرود. وسیله نازکی بنام لاپاروسکوپ از طریق ایجاد برش کوچکی در زیر ناف وارد بدن شده و امکان انجام معاینه و در صورت لزوم عمل را بدون نیاز به ایجاد برش بزرگ فراهم می آورد.

 

چه موقع از لاپاروسکوپی استفاده میشود؟

در موارد زیر ممکن است پزشک لاپاروسکوپی رابه بیمار پیشنهاد کند:

- درد شکم

- مشکل در باردار شدن

- وجود مایع غیر طبیعی در شکم

- بارداری خارج رحمی

- کیست تخمدان

- چسبندگی

-هیسترکتومی

 

لاپاروسکوپی چگونه به بیمار کمک می کند؟

مشاهده اعضاء و بافتهای داخلی با این عمل به پزشک در تشخیص مشکل و تصمیم گیری در مورد تجویز دارو یا جراحی کمک میکند.

 

قبل از لاپاروسکوپی چه کارهایی باید انجام شود؟

- انجام برخی آزمایشات خون معمولا یک هفته مانده به تاریخ عمل

- گرفتن وقت از بیمارستان

-حمام کردن در شب قبل از عمل

- پرهیز از خوردن و آشامیدن (حتی آب) از نیمه شب قبل از عمل

البته ممکن است پزشک موارد دیگری را نیز دستور دهد.

 

درحین عمل چه رخ می دهد؟

در ابتدا دارویی بنام بیهوش کننده عمومی به بیمار داده می شود تا در موقع عمل بی هوش بماند (که در این صورت برای کمک به تنفس از لوله یا ماسک تنفس استفاده میشود). البته گاهی بیهوشی (بی حسی) به صورت موضعی انجام می شود که بستگی به وضعیت بیمار و نوع عمل دارد.

سپس دکتر برش کوچکی در زیر ناف بیمار ایجاد می کند تا بتواند از آن طریق لاپاروسکوپ را به داخل شکم بفرستد. معمولا یک یا دو برش دیگر نیز برای تکمیل عمل ایجاد می شود. ممکن است از گاز برای اتساع شکم استفاده شود (این کار مشاهده اعضاء را راحت تر می کند).

سپس دکتر برای مشاهده اعضایی نظیر رحم، تخمدان، لوله های فالوپ وگاهی آپاندیس لاپاروسکوپ را هدایت می کند ( دیگر اعضای داخلی مانند کیسه صفرا، روده، و کبد را نیز می توان با این راه آزمایش کرد). در صورت برخورد به یافته غیر طبیعی ممکن است تکه کوچکی از بافت را نیز برای انجام آزمایشات بیشتر نمونه برداری کند.

همچنین بسته به علت انجام عمل و مشکلی که باید رفع شود، ممکن است تخمدان، لوله فالوپ، بارداری خارج رحمی ، یا آپاندیس توسط لیزر درمان یا از طریق لاپاروسکوپ بیرون آورده شوند. در پایان عمل، دکتر وسایل و گاز را جمع کرده و محل عمل را بخیه می زند.

 

بعد از عمل چه اتفاقی می افتد؟

ممکن است بیمار 2 تا 4 ساعت در بیمارستان بماند تا حالش بهتر شود. سپس مرخص می گردد، اما حتما باید کسی را همراه داشته باشد تا وی را به خانه ببرد (زیرا ممکن است در اثر بیهوشی احساس خواب آلودگی و بی حالی داشته باشد). در صورت استفاده از لوله تنفسی ممکن است فرد دچار تهوع و گلودرد گشته و یا در صورت استفاده از گاز، قدری شانه درد پیدا کند. امکان دارد بیماربلافاصله بعد از عمل قادر به ادرار کردن نبوده ،نیاز باشد تا به وی سوند ادراری وصل شود. همچنین ممکن است که دچار آروغ شده و یا وضعیت اجابت مزاجش بهم بخورد. این علائم می توانند چند ساعت تا چند روز بعد از عمل ادامه یابند.

غالبا موقع تر خیص به بیمار مسکن تجویز میشود. بسته به شغل بیمار و آستانه تحمل درد شاید لازم باشد تا چند روز سر کار نرود.

پزشک به بیمار اطلاع خواهد داد که چه موقع برای ویزیت مجدد به او مراجعه نماید.

خطرات لاپاروسکوپی کدامند؟

 

همانند دیگر اعمال جراحی، این عمل نیز ممکن است عوارضی داشته باشد. هر چند خطرات مربوط به این عمل کم هستند اما باید دانست که :

- ممکن است در اثر مصرف داروهای بیهوشی مشکلاتی بوجود آیند.

-ممکن است اعضای داخلی از جمله روده ، مثانه ، عروق خون آسیب ببینند. در این صورت برای ترمیم آسیب وارده شاید عمل جراحی ضرورت یابد.

- ندرتا انتقال خون یا کولوستومی موقت ضرورت می یابد.

- امکان تشکیل لخته خون در لگن یا ساق و ایجاد آمبولی ریوی وجود دارد.

- ممکن است شکم تحریک یا دچار عفونت شود.

بسته به وضعیت بیمار و سوابق پزشکیش، پزشک او را از دیگر خطرات احتمالی آگاه خواهد کرد.

 

در صورت بروز علائم زیر باید بلافاصله با پزشک تماس گرفته شود:

- تب

- سرگیجه و غش

- خونریزی شدید

- تهوع و استفراغ مداوم

- تنگی نفس


تشنج نوزاد

پنجشنبه 30 آذر 1391 05:40 بعد از ظهر
طبقه بندی:تستهای غربالگری برای نوزادان، 

تشنج، اختلالات گذرا در فعالیت مغزی است كه بصورت حركتهای غیرطبیعی ، آپنه یا اختلال تنفسی، اختلالات رفتاری، یا اختلالات كاركرد سیستم عصبی اتونوم بروز می كند.

تشنج نوزاد

 
 
 
 
 

تشنج نوزاد

 
 
     
     
 

تشنجی كه در ‪ ۲۸روز اول عمر روی می دهد به علت اینكه تكامل عصبی نوزاد را به مخاطره می اندازد، یك فوریت پزشكی است كه به سرعت در جهت درمان آن باید اقدام شود.
تشنج نوزاد، بر خلاف تشنج كودكان و بزرگسالان، اغلب یك علامت است و یك بیماری زیربنایی را مطرح می كند.

به همین خاطر اختلال "تشنج نوزاد" نیاز به ارزیابی برای شناخت علت بیماری و شروع اقدامات درمانی دارد.
از نظر بالینی تشنج، اختلالات گذرا در فعالیت مغزی است كه بصورت حركتهای غیرطبیعی ، آپنه یا اختلال تنفسی، اختلالات رفتاری، یا اختلالات كاركرد سیستم عصبی اتونوم بروز می كند. تشنج دو خصوصیت دارد یکی اینکه به صورت ناگهانی ایجاد می شود و دوم اینکه غیر ارادی و غیر قابل کنترل است.

 

علایم تشنج چیست؟

وقتی کودکی تشنج میکند ممکن است شما هریک ازاین علایم راببینید:


۱-کودک دچار اختلال هوشیاری شودیعنی اطرافیان رانشناسد متوجه زمان ومکان نباشد،به صدازدن شماپاسخ ندهد یا بیهوش روی زمین بیفتد.
۲-حرکاتی غیر ارادی در اعضای بدن کودک ظاهر شود این حرکات ممکن است قسمتی از بدن یاتمام اعضا را درگیرکند.ممکن است کودک به شدت دست وپابزند،روی زمین بیفتد،سروچشمهای کودک به یک طرف بچرخد یا اینکه فقط یک دست یا یک پای کودک دچار حرکات تکان دهنده شدید شودواین حالت چند ثانیه تا چنددقیقه طول بکشد معمو لأ این حملات کمتر از ۱۰دقیقه طول میکشد.
۳-ممکن است کودک درزمان حمله کنترل ادرار خود را از دست بدهد.
۴-گاهی کودک به صورت ناگهانی رفتاری غیر عادی نشان میدهد مثلأ بدون آنکه متوجه اطراف باشد،شروع به دویدن میکند.
۵-ممکن است کودک برای چند لحظه به نقطه ای خیره شده ودر این مدت متوجه اطراف نباشد.

آیاهر کودکی یک بار تشنج کند،تا اخر عمر دچار حملا ت تشنج خواهد شد ؟

در سنین۶ماه تا۵سالگی مغز کودکان به افزایش درجه حرارت بدن حساس است در نتیجه۳-۴در صد کودکان در این سنین با تب های شدید(بیش از۳۸درجه)دچار تشنج میشوند. اکثریت این کودکان بعد از سن۵سالگی دچار تشنج نمیشوند.شایعترین سن برای تشنج ناشی از تب۱۸-۱۴ماهگی است وزمان آن ازچندثانیه تا۱۰دقیقه طول میکشد وبندرت تشنج ناشی ازتب بیش از یکبار اتفاق میافتد.

علت تشنج همراه باتب چیست؟

بیشترمواقع تشنج همراه با تب دراثر عفونتهای ویروسی دستگاه تنفس فوقانی یاعفونت حاد گوش میانی ایجاد میشود.گاهی ممکن است علت تشنج باتب مننژیت باشد.


آیا تشنج درنوزادان شایع است؟

تشنج در ایام نوزادی از همه ایام عمر شایعتر است. حدود ‪ ۸ تا ‪۱۱ مورد در هر یك هزار نوزاد نارس ،تشنج بروز می كند و بیش از ‪ ۹۰درصد موارد تشنج نوزاد علت ارگانیك دارد.


علت تشنج در نوزادان چیست ؟

۱- کمبود اکسیژن رسانی به مغز
۲- کاهش قند خون
۳- کاهش کلسیم خون
۴- عفونت ها
۵- اختلالات دستگاه عصبی
۶- اعتیاد مادر به مواد مخدر و چند علت نادر دیگر


لازم به ذکر است کودکان قبل از سن ۶ ماهگی که شامل نوزادان نیز می شوند به علت تب بالا دچار تشنج نمی شوند.


اگر کودک شما مبتلا به حملات تشنج در زمان تب می شود به این نکات دقت فرمائید :


۱- هرگاه کودک شما به علت سرماخوردگی یا هر عفونت دیگری دچار تب شدید شد حتما ” با استفاده منظم از داروی ضد تب ( استامینوفن ) و پا شویه با آب ولرم تب کودک را کاهش دهید .
۲- هیچگاه برای کاهش تب کودک از آسپرین یا آمپول های تب بر استفاده نکنید .
۳- کودک رابرای بررسی علت تب نزد پزشک ببرید .
۴- در صورتی که پزشک احتمال مننژیت را در کودکی بدهد کشیدن مایع نخاع کودک جهت آزمایش و تشخیص بیماری ضروری است . در این زمینه با پزشک همکاری کنید .
۵- اگر کودک شما سابقه تب و تشنج دارد با نظر پزشک در زمان تب شدید علاوه بر استامینوفن و پاشویه کردن کودک از داروی ضد تشنج به مقداری که پزشک دستور داده استفاده کنید تا از تشنج کودک پیشگیری شود .
۶- اگر بعد از تشنج کودک پزشک دستور داد تا کودک شما به مدت طولانی ( حدود ۲ سال ) از داروهای ضد تشنج استفاده کند .


حتما ” این داروها را طبق دستور در زمان مناسب مصرف کنید و از کم کردن یا قطع کردن خود سرانه داروها بپرهیزید .

اگر کودک شما مبتلا به حملات تشنج بدون تب ( صرع ) است به این نکات دقت فرمائید :

۱- کودک شما تا زمانی که پزشک دستور دهد باید داروی ضد تشنج مصرف کند .
۲- هیچ گاه دارو را خود سرانه قطع نکنید یا مقدار آن را کاهش ندهید .
۳- کودکان مبتلا به حملات تشنج بدون تب ( صرع ) باید همواره مراقبت شوند بدون انکه فعالیت جسمی ایشان محدود شود . در زمان انجام کارهای حساس مثل شنا یا استحمام حتما” از نزدیک مراقب کودکتان باشید . اگرکودکتان تمایل به بالا رفتن از بلندیها ، درخت یا وسایل بازی دارد نزد کودکتان بمانید .
۴- در صورتی که کودکتان دچار حمله تشنج شد او را به پهلو بخوابانید جسم سفتی ( چوبی یا چرمی یا پارچه ای ) بین دندانهای کودک بگذارید تا زبانش در اثر قفل شدن دندانها آسیب نبیند . اطراف کودک را خلوت کنید و لباسهای تنگ یا زیور آلات را از گردن او باز کنید تا راحتتر نفس بکشد .در زمان تشنج هیچ ماده خوراکی یا آب را وارد دهان کودک نکنید و سریعا” او را به بیمارستان برسانید .

۵- کودکان مستعد تشنج ممکن است با یک تب خفیف ، فشار روحی ، خستگی یا مصرف بعضی داروها ( مثل تئوفیلین ) دچار تشنج شوند حتما ” کودکتان را از این نظر محافظت کنید .

تشنج نوزاد نیاز به اقدامات فوری تشخیصی و درمانی دارد، افزود: اقدامات درمانی شامل اقدامات ضروری اولیه ، باز نگهداشتن راههای هوایی، دادن اكسیژن، تخلیه ترشحات، تهویه مناسب و قطع تغذیه دهانی و در صورت امكان نمونه گیری قند و كلسیم خون است.
تشنج نوزاد معمولا علامت یك بیماری زمینه ای است و نیاز به ارزیابی فوری نوزاد را مطرح می كند.
درمان با داروی ضد تشنج معمولا با طبیعی شدن سیر حال نوزاد قطع می شود.
در صورت غیرطبیعی بودن معاینه عصبی هنگام ترخیص ، مشاوره اعصاب و پیگیری چند رشته ای توصیه می شود.
طبقه بندی انواع تشنج ها و اینكه تشنج نوزادان از نظر بالینی نیز با تشنج كودكان بزرگتر و بزرگسالان متفاوت است، افزود: نوع ‪ Subtle بصورت حركاتی مانند انحراف افقی چشم ها، خیره شدن، حركات مكیدن ، پازدن و یا آپنه بروز می كند.
نوع ‪ Tonicبصورت كانونی یا منتشر اغلب در نوزادان نارس بیشتر دیده می شود، افزود: این نوع شامل اكستانسیون تونیك اندامها و گاهی فلكسیون اندامهای فوقانی و اكستانسیون اندام های تحتانی است.
تشنج نوع ‪ Clonicشامل حركات كلونیك یك یا چند اندام است كه بصورت نامنظم به اندام های دیگر سرایت می كند.
نوع دیگری از تشنج ‪ Focal Clonicاست كه شامل حركات كلونیك موضعی بوده و معمولا همراه با عدم هوشیاری نیست كه اغلب در اثر درگیری موضعی مغز و غالبا در نوزاد رسیده دیده می شود.
همه حركات غیرطبیعی نوزاد تشنج نیست و ارزیابی نوزاد برای تشخیص قطعی تشنج ضروری است.
وی افزود: ارزیابی بیمار شامل گرفتن شرح حال دقیق بیمار، معاینه كامل و سپس آزمایشات تكمیلی (آزمایشهای بیولوژیك، رادیولوژیك و الكتروانسفالو گرافی) است.
علل این بیماری: صدمات حوالی زایمان، خونریزی، سكته مغزی نوزادان،اختلالات متابولیكی، عفونت، سندرم محرومیت دارویی یا مواد مخدر از جمله علت های بروز تشنج می باشد.
هر نوزاد مشكوك به تشنج نیاز به ارزیابی فوری دارد و درمان تشنج نوزاد (ماه اول عمر) در محیط بیمارستانی باید انجام شود.


غربالگری نوزادان برای تشخیص زودهنگام بیماری‌های مادرزادی بسیار خطرناك مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر این بیماری‌ها به موقع تشخیص داده نشوند ممكن است باعث بروز عقب‌ماندگی ذهنی، كندشدن رشد جسمی و حتی مرگ شوند.

تستهای غربالگری نوزادان

 

 

غربالگری نوزادان

 

 

غربالگری چیست؟

 

غربالگری به روش‌هایی اطلاق می‌شود كه با آنها می‌توان افراد به ظاهر سالمی را كه از نظر ابتلاء به یك بیماری خاص در معرض خطر بیشتری هستند از افراد سالم شناسایی كرد. باید توجه داشت در مورد افرادی كه پُرخطر محسوب می‌شوند برای تشخیص قطعی باید آزمایش‌های تكمیلی انجام شود. امروزه در بسیاری از كشورها برنامه‌های غربالگری نوزادان به صورت گسترده در دست انجام است كه با استفاده از چند آزمایش ساده بر روی خون نوزاد صورت می‌گیرد.

 

چرا باید این تست‌ها را انجام داد؟

 

غربالگری نوزادان برای تشخیص زودهنگام بیماری‌های مادرزادی بسیار خطرناك مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر این بیماری‌ها به موقع تشخیص داده نشوند ممكن است باعث بروز عقب‌ماندگی ذهنی، كندشدن رشد جسمی و حتی مرگ شوند.

 

تاریخچة غربالگری نوزادان

 

اولین برنامة غربالگری نوزادان حدود نیم قرن پیش در ایالات متحد آمریكا آغاز شد و امروزه حداقل در هفتاد كشور جهان، نوزادان به صورت اجباری و طبق قانون دست‌كم باید از نظر بیماری‌های كم‌كاری تیروئید و فنیل‌ كتونوری مورد آزمایش قرار گیرند.

 

در ایران از سال 1381 در استان فارس تمامی نوزادان از نظر ابتلاء به سه بیماری كم‌كاری تیروئید، فنیل كتونوری و كمبود آنزیم G6PD (عامل بیماری فاویسم) مورد غربالگری قرار گرفتند و به تدریج از ابتدای سال 1385 دو بیماری دیگر، یعنی افزایش گالاكتوز و بیماری شربت افرا (MSUD) نیز به مجموعة مزبور اضافه شد.

 

 

تست‌های غربالگری در چه زمانی باید انجام شوند؟

 

آزمایش‌هایی كه در طرح‌های غربالگری مورد استفاده قرار می‌گیرند باید پیش از مرخص شدن نوزاد از بیمارستان و یا طی 5 روز اول پس از تولد انجام شوند.

 

نمونه‌گیری چگونه انجام می‌شود؟

 

پس از گرم كردن پای نوزاد و تمیز كردن ناحیة مورد نظر با مادة ضد عفونی كنندة مخصوص، با استفاده از یك سوزن خاص (لانست) كه به پاشنة پای نوزاد زده می‌شود، چند قطره خون بر روی كاغذ صافی مخصوص جمع‌آوری شده و پس از 3 تا 4 ساعت در حرارت اتاق خشك می‌شود.

 

نتایج چگونه تفسیر می‌شوند؟

 

اگر نتیجة آزمایش غیر طبیعی باشد این بدان معنی نیست كه نوزاد حتماً بیمار است بلكه مفهوم آن چنین است كه باید تست‌های تكمیلی روی خون نوزاد انجام شود و همچنین مورد مشاورة پزشك متخصص اطفال قرار گیرد و آنگاه در صورت تأیید بیماری، درمان به سرعت آغاز گردد. روش درمان به نوع بیماری بستگی دارد و شامل رژیم‌های غذایی مخصوص و دارو است.

 

چه بیماری‌هایی مورد غربالگری قرار می‌گیرند؟

 

تــركــیـب بیماری‌های مــوجــود در طرح‌های غربــالگــری نوزادان در نواحــی مــختلف جهان متـفــاوت اسـت. طـرح پیشنهادی در حال حاضر شامل شش بیماری است:

1) كـم‌كـاری مـادرزادی تیروئید: این بیماری باعث كاهش سطح هورمون‌های غدة تیروئید و در نتیجه بروز عقب‌ماندگی جسمی و ذهنی شدید می‌شود. تشخیص به موقع و درمان دارویی مانع از بروز هر مشكلی شده و نوزاد به رشد طبیعی خود ادامه خواهد داد.

2) فنیل‌كتونوری: فنیل آلانــیـن یــكی از اسیدهای آمینـة مهم و ضروری بـدن است. نــقــص ژنــتـیـكی آنزیم‌هایی كه بــاعث مصرف فنـیل آلانـین در چرخة سوخت و ساز بدن می‌شوند، باعث افزایش سطح آن در بدن و ظهور آن در ادرار می‌گردد. در صورت عدم درمان، سطح بالای فنیل آلانین به بافت مغز آسیب می‌رساند و عقب‌ماندگی ذهنی بروز می‌كند. تشخیص زودهنگام و درمان با رژیم‌های غذایی خاص سبب رشد طبیعی كودك می‌شود.

3) افزایش گالاكتوز (گالاكتوزمی): كودكان مبتلاء به این بیماری به دلیل نقص ژنتیكی در تولید برخی آنزیم‌ها قادر به استفاده از قند موجود در شیر (گالاكتوز) نخواهند بود. به همین دلیل گالاكتوز خون بالا رفته و می‌تواند سبب بروز آب مروارید و آسیب شدید كبدی و مغزی گردد. اولین علامت بروز آن استفراغ‌های طولانی و شدید است و در صورت عدم درمان، عوارض بسیار خطرناكی به دنبال دارد.

4) بزرگی و پركاری مادرزادی غدة فوق كلیوی: در این بیماری بدن قادر به ساختن هورمون كورتیزول نبوده و این نقیصه باعث بروز عقب‌ماندگی جسمی و ذهنی و همچنین بروز صفات پسرانه در دختربچه‌ها می‌شود. تشخیص و درمان به موقع بیماری از بروز عوارض مزبور پیشگیری می‌كند.

5) بیماری شربت افرا: علت بروز این بیماری وجود اختلال مادرزادی در جذب و استفاده از چند نوع اسید آمینه است. در نتیجه سطح این اسیدهای آمینه در خون افزایش یافته و بویی شبیه بوی شكر سوخته و یا شیرة درخت افرا به مایعات بدن از جمله ادرار می‌دهد. تجمع اسیدهای آمینة مزبور به عقب‌ماندگی ذهنی شدید و حتی مرگ منجر می‌شود.

6) كمبود آنزیم G6PD (بیماری فاویسم): در این بیماری یكی از آنزیم‌های مهم گلبول‌های قرمز خون كاهش یافته و در نتیجه سبب از بین رفتن گلبول‌های قرمز پس از مصرف مواد اكسیدان نظیر برخی داروها و باقلا می‌شود. بیمار سریعاً دچار كم‌خونی شدید همراه شوك، سستی و بی‌حالی می‌گردد و نیز این بیماری در نوزادان می‌تواند دورة زردی را طولانی كند.


خانمها هر ماه در اواسط سیكل خود یك یا چند تخمك كه از نظر كروموزومی فقط X هستند تولید می كنند و در مقابل آقایان دارای دو نوع اسپرم حاوی كروموزومهای جنسی X و Y هستند در واقع این مرد است كه جنسیت سلول تخم را تعیین می كند به شكلی كه اگر تخمكی كه حاوی كروموزوم

چگونه در جنسیت جنین تأثیر بگذاریم؟

خانمها هر ماه در اواسط سیكل خود یك یا چند تخمك كه از نظر كروموزومی فقط X هستند تولید می كنند و در مقابل آقایان دارای دو نوع اسپرم حاوی كروموزومهای جنسی X و Y هستند در واقع این مرد است كه جنسیت سلول تخم را تعیین می كند به شكلی كه اگر تخمكی كه حاوی كروموزوم جنسی X است با اسپرم حاوی كروموزوم جنسی Y لقاح یابد سلول تخم مذكر شده و اگر تخمك X با اسپرم حاوی X لقاح یابد سلول تخم مونث می شود. از خصوصیات اسپرم هایی که حاوی کروموزوم Y (که نسبت به کروموزوم X بسیار کوچکتر بوده) می باشند این است که برخلاف اسپرم های حاوی کروموزوم X که می تواند تا 5-4 روز در محیط واژن زنده بمانند، حداکثر 18-16 ساعت در محیط واژن زنده می مانند. از طرفی هنگامی كه یك تخمك رها میگردد 12 تا 24 ساعت فرصت دارد تا توسط اسپرم بارور گردد و پس از آن از بین می روند. ثانیأ اسپرم های حاوی کروموزوم Y در محیط قلیایی بهتر زنده می ماند و سرعت حرکت بالاتری نسبت به اسپرم های حاوی کروموزوم X دارند. بر اساس همین خصوصیات می باشد که می توان در تعیین جنسیت جنین دخالت نمود.

1: - PH واژن
اسپرم مرد ( كروموزوم Y)در محیط قلیائی بهتر زنده می ماند، ازطرفی محیط رحم در زمان تخمك گذاری (14 سیكل ماهانه 28 روزه) دارای PH بالا و قلیائی است و در صورتی كه لقاح در این روز صورت گیرد به احتمال زیاد جنین تولد یافته پسر خواهد بود و در بقیه اوقات چون PH دهانه رحم پایین و اسیدی است كرموزوم X بیشتر زنده مانده و احتمال دختر شدن جنین بیشتر است.

2-زمان آمیزش:
اگرآمیزش در حوالی زمان تخمك گذاری صورت گیرد ، پسر بدنیا خواهد آمد چرا كه در زمان تخمك گذاری ترشحات دهانه رحم از همیشه قلیایی تر و رقیق تر است و ارتجاع پذیرتر است و حركت اسپرمهایY را بسیار سهل و آسان می كند اما اگر مقاربت 1 تا 2 روز بعد یا قبل از تخمك گذاری اتفاق بیفتد شانس پسر شدن بشدت كاهش می یابد و احتمال دختر زیاد می شود.

روشهای تعیین دقیق زمان تخمک گذاری:
2-1- اندازه گیری درجه حرارت بدن: بعد از تولید هر تخمك، تخمدان پروژسترون تولید می كند . یعنی هورمونی طبیعی كه در صورت حاملگی از آن محافظت می كند . پروژسترون میانگین دمای بدن را افزایش می دهد و اندازه گیری درجه حرارت بدن در صبح زود یكی از روشهایی است كه بیماران برای كنترل تخمك گذاری می توانند مورد استفاده قرار دهند .
دمای بدن بیماران با توجه به سیكل ماهانه هر روز صبح قبل از برخاستن از رختخواب اندازه گیری و ثبت می گردد. الگوی تخمك گذاری آن است كه دمای بدن قبل از تخمك گذاری (عمو ما روزهای 14– 1 قاعدگی ) زیر 36 درجه سانتیگراد در نوسان بوده ، و پس از تخمك گذاری ( یعنی در روز 15 یا بعد از آن درجه حرارت بدن فرد به میزان 1 - 5 /0 درجه افزایش پیدا می كند ، این نوسان در بالاتر از 36 درجه سانتی گراد تا قاعدگی بعدی ادامه میابد كه این افزایش دمای بدن حاكی از تخمك گذاری است. نمودار بالابودن درجه حرارت بدن در نیمه دوم سیكل قاعدگی ثابت می كند تخمك گذاری اتفاق افتاده است. سیكل بدون تخمك گذاری نمی تواند به صورت پیوسته دمای بدن را در نیمه دوم سیكل قاعدگی افزایش یافته نشان دهد.

2-2- ترشح موکوس دهانه رحم: در چرخه قاعدگی میزان ترشح موكوس واژن كاهش می یابد. اما در زمان تخمك گذاری ترشح موكوس واژن افزایش یافته و شفاف، لغزنده و چسبناك میگردد.

2-3- روش تقویمی: با ثبت دقیق روز نخست قاعدگی و پیش بینی روز تخمك گذاری در سیکل های 28 روزه (روز 14) می توان روز تخمک گذاری را تخمین زد.

2-4- استفاده از کیت های تخمک گذاری: روش دیگر كنترل تخمك گذاری روش استفاده از كیت پیش بینی كننده روز تخمك گذاری است، كه مقدار هورمون تبدیل كننده فولیكول به جسم زرد ( LH)را قبل از تخمك گذاری در ادرار اندازه گیری می كند. این آزمایش به مدت 4 یا 5 روز در میان سیكل قاعدگی از حدود روز 11 سیكل انجام می شود و زمان افزایش" LH " قبل از تخمك گذاری محسوب می شود. زمانی كه غلظت هورمون " LH " در ادرار افزایش پیدا می كند، تست مثبت می شود. 24-18 ساعت پس از مثبت شدن تست تخمك گذاری انجام می شود.

3- تغذیه قبل از بارداری:

تغذیه نقش اساسی در تعیین جنسیت خواهد داشت زیرا مواد غذایی ارتباط مستقیمی با كاهش یا افزایش PH رحم دارند. مواد غذایی حاوی سدیم، فسفر، آهن، پتاسیم و روی باعث افزایش PH رحم شده و نقش مفیدی در پسر شدن جنین دارند این مواد غذائی شامل:زرد الو، پسته، سیب، گوجه سبز، خرما، گیلاس، تمشك، توت فرنگی، انجیر، خربزه، گوجه فرنگی، پیاز، ، زیتون، سیب زمینی، گوشت قرمزوماهی،برنج ، اسفناج ،شكلات،موز

می باشند و برعكس استفاده از خوراكی هایی كه حاوی كلسیم، منیزیم و مس هستند مثل لبنیات ( ماست ،شیر، پنیر)، كلم، قارچ، نخود سبز، لوبیا سبز ،كاهو، جو ، گردو، تخم مرغ، ماكارونی قادرند میزان PH رحم راكاهش دهند و باعث تولد نوزاد دختر خواهد شد.

تحقیقات نشان داده كه افزایش مقدار گلوكز در ترشحات مخاطی دهانه رحم درموقع تخمك گذاری به جذب اسپرماتوزوئیدها كمك می كند و از آنجا كه اسپرماتوزوئید پسر از قدرت تحرك بیشتری برخوردار است. مناسب بودن ترشحات دهانه رحم بیشتر به نفع اسپرماتوزوئید پسر است.بنابراین استفاده از میوه های شیرین محتوی گلوكز در روزهای تخمك گذاری محیط را برای جلب اسپرماتوزوئیدy مناسب تر می كند و همچنین بهتر است از غذاهای زیر بیشتر استفاده كنید ؛ چراكه قند خون شما را به سرعت بالا می برند.این غذاها شامل : گلوكز- ساكاروز(قند ساده یا شكر)- شربت ذرت- عسل- آب نبات- غلات صبحانه شیرین شده- هویج- بیسكوئیت- سیب زمینی پخته- كشمش- نان گندم سفید- نوشابه های دارای شكر و یا پلی مرهای گلوكز است.

توجه: قبل از شروع رژیم غذائی باید مطمئن شوید كه ممنوعیتی برای اجرای رژیم نداشته باشید. مثلا،رعایت رژیم غذایی برای پسردار شدن در موارد: فشار خون بالا، ناراحتی های قلبی و نارسایی های كلیوی و رعایت رژیم غذائی برای دختر دار شدن در موارد: اختلالات عصبی، بالا بودن كلسیم خون، نارسائی كلیوی ممنوع است.

چند نكته:

1- رژیم غذائی بایستی توسط زن رعایت شود و نوع تغذیه ی مرد به طور مطلق تاثیری در تعیین جنسیت ندارد، ولی مصرف آن توسط زوجین موجب آسانی اجرای آن می شود.
2- رعایت رژیم غذائی باید از دو ماه قبل بارداری ( حداقل 4 تا 6 هفته قبل بارداری ) شروع شودو در این زمان از مصرف خودسرانه داروهائی كه تعادل یونی رحم را برای جنسیت مورد نظر برهم میزنند خوداری شود.

3- عامل تعداد اسپرم در هر آمیزش در تعیین جنسیت مهم است به طوری كه هر چه اسپرم بیشتر باشد احتمال پسر شدن بیشتر است و بالعكس، یعنی جهت مذكر شدن جنین باید تا حد امكان تا زمان تخمك گذاری (روز 14 از شروع قاعدگی در سیكلهای 28 روزه)كه زمان مناسب از نظر PH برای پسر دارشدن است ،امیزشی صورت نگیر تا تعداداسپرم زیاد باشد و احتمال مذكر شدن جنین بالا رود.

4- علاوه بر این موارد ذكر شده نقش استرس، محیط زندگی و نوع روش زندگی را در تعیین جنسیت جنین نمی توان نادیده گرفت. كوچك ترین این موارد می تواند تلاش ها ای شما برای تولد نوزاد دلخواه را از بین ببرد.

5- یك روش برای تغییر PH واژن جهت تغییر جنسیت جنین به جنسیت مورد دلخواه والدین این است كه بطور مصنوعی محیط واژن را قلیایی یا اسیدی نماییم، توصیه می شود كه ضمن استفاده از روش تعیین زمان تخمك گذاری، اگر كه فرد می‌خواهد پسر دار شود از محلول جوش شیرین رقیق شده برای شستشوی واژن پیش از نزدیكی استفاده كند تا احتمال پسر دار شدن در زمان 48 ساعت پس از تخمك گذاری به بالای 80? برسد زیرا این محلول PH واژن را به شدت قلیایی می‌كند، همچنین برای دختر دار شدن باید از محلول رقیق شده سركه سفید استفاده كرد، تا PH واژن اسیدی‌تر شود.

رعایت كامل نكات گفته شده در مقاله 80 تا 90 درصد والدین را در داشتن جنسیت دلخواه كمك می كند. در پایان تاكید می شود كه ، از پیروی دستورات تعیین جنسیت بطور خودسرانه و بدون مشورت با متخصص زنان اجتناب شود


پرسش‌های رایج در مورد خونریزی غیرطبیعی از رحم

منظور از خونریزی غیرطبیعی رحم چیست؟

خونریزی رحمی در شرایط زیر غیرطبیعی محسوب می‌شود:

  • خونریزی در فاصله بین پریودها
  • خونریزی بعدازآمیزش
  • لکه‌بینی در هر زمان از سیکل قاعدگی
  • خونریزی شدیدتر یا طولانی‌تر از حدعادی
  • خونریزی بعدازیائسگی

سیکل‌های طولانی‌تر از 35روز و کوتاه‌تر در 21روز غیرطبیعی هستند. توقف پریود به‌مدت 6-3ماه (آمنوره) نیز غیرطبیعی است.

سیکل قاعدگی طبیعی چیست؟

هرسیکل قاعدگی در اولین‌روز خونریزی یک پریود شروع شده و با اولین روز سیکل بعدی پایان می‌یابد. در اکثر زنان این سیکل حدوداً 28روز طول می‌کشد (یعنی فاصله اولین‌روز پریود تا اولین‌روز پریود بعدی= روز28). سیکل‌های طبیعی 21تا35روزه می‌باشند.

خونریزی غیرطبیعی در چه سنی شایع‌تر است؟

خونریزی غیرطبیعی در هر سنی ممکن است دیده شود. با این حال در زمان‌های خاصی از زندگی زنان بی‌نظمی پریود شایع‌تر است. در سال‌های اول شروع پریود (حدود16-9سالگی)ممکن است پریودها چندان منظم نباشند. در حوالی 35سالگی پریودها کوتاه‌تر می‌شوند. با نزدیک‌شدن به یائسگی نیز پریودها غالباً کوتاه‌تر می‌گردند. هم‌چنین گاهی پریود رخ نداده و یا خونریزی خفیف‌تر یا شدیدتر می‌شود.

عمل خونریزی غیرطبیعی چیست؟

زیادی بیش‌ازحد یا کمبود هورمون‌هایی که سیکل قاعدگی را تنظیم می‌کنند، می‌توانند باعث بروز خونریزی غیرطبیعی یا شدید گردد. عوامل بسیاری می‌توانند تعادل هورمون‌ها را برهم بزنند. مانند:

  • برخی داروها
  • بارداری
  • سقط جنین
  • بارداری خارج رحمی
  • مشکلات مربوط به متدهای جلوگیری از بارداری مانند IUD یا قرص
  • عفونت رحم یا دهانه آن
  • فیبروییدها
  • مشکلات مربوط به لخته‌شدن خون
  • پولیپ‌ها
  • انواع خاصی از سرطان مانند سرطان‌رحم، دهانه‌رحم یا واژن
  • بیماری‌های مزمن (مانند مشکلات تیروئید یا دیابت)

ابتدا پزشک به چک مشکلات شایع گروه سنی فرد می ‌پردازد. بعضی ازاین مشکلات جدّی نبوده و راحت درمان می‌شوند. بقیه ممکن است جدّی‌تر باشند، به هر حال همه آن‌ها باید چک شوند.

خونریزی غیرطبیعی چگونه تشخیص داده می‌شود؟

به منظور یافتن علت، پزشک در مورد سوابق بیماری‌های فردی و خانوادگی و نیز سیکل‌های قاعدگی سؤال خواهد کرد. لذا ، قبل‌ازمراجعه به دکتر بهتراست درمورد قاعدگی‌های خود یادداشت بردارید (تاریخ شروع، مدت خونریزی، شدت خونریزی، وجودلکه‌بینی)

ممکن است پزشک شما را معاینه کرده و برایتان آزمایش خون درخواست کند، این تست‌ها برای بررسی شمارش سلول‌های خونی و تعیین میزان هورمون‌ها به منظور ردّ برخی بیماری‌های خونی صورت می‌گیرند، شاید دکتر شما را از نظر بارداری نیز چک کند.

برای تشخیص خونریزی غیرطبیعی چه تست‌هایی ممکن است ضرورت یابند؟

باتوجه به علائم، ممکن است تست‌های دیگری انجام شوند. بعضی ازاین تست‌ها در مطب دکتر قابل انجامند ولی برخی باید در مراکز خاصی انجام شوند:

  • سونوگرافی: با استفاده از امواج صوتی از اعضای داخل لگن تصویربرداری انجام می‌شود.
  • بیوسپی (تکه‌برداری) از آندومتر: با وسیله خاصی از آستررحم (آندومتر) تکه‌برداری و زیرمیکروسکوپ بررسی می‌گردد.
  • سونوهیستروگرافی: به کمک یک لوله باریک مایعی در داخل رحم ریخته ، همزمان و به کمک اولتراسوند از رحم تصویربرداری انجام می‌شود.
  • هیستروسالپینژوگرافی: یک ماده رنگی در داخل رحم و لوله‌های فالوپ تزریق و سپس با اشعه X عکس‌برداری انجام می‌شود.
  • اتساع و کورتاژ(D&C): دهانه رحم متسع و سپس بافت آستررحم به آرامی تراشیده یا مکیده می‌شود، سپس با میکروسکوپ بررسی می‌گردد.
  • لاپاروسکوپی: یک وسیله باریک شبیه به تلسکوپ (از طریق ایجاد برشی درست در زیر یا روی ناف ) وارد بدن شده و به کمک آن داخل شکم مشاهده می‌گردد.

هنگام تصمیم‌گیری درباره درمان چه عواملی مدنظر قرار می‌گیرند؟

سه دسته درمان وجود دارد:

1) استفاده از دارو، مثل هورمون‌ها

2) استفاده از جراحی

3) صبر و مشاهده قبل از توسل به دو راه دیگر

انتخاب نوع درمان به عوامل بسیاری بستگی دارد ازجمله: عامل ایجاد خونریزی، سن بیمار و تمایل وی برای بچه‌دارشدن. با اینحال اکثر بیماران با دارو درمان می‌شوند.

برای کمک به کنترل خونریزی غیرطبیعی از چه داروهایی استفاده می‌شود؟

برای کنترل خونریزی غیرطبیعی از رحم، غالباً از داروهای هورمونی استفاده می‌شود. نوع هورمونی که باید مصرف شود بستگی به سن بیمار و تمایل وی برای باردارشدن دارد. ممکن است قرص‌های ضدبارداری پریودها را منظم‌تر کنند. این هورمون‌ها به شکل تزریقی، کرم واژینال و یا IUD‌هایی که از خود هورمون‌ها رها می‌کنند تجویز می‌شوند (IUD نوعی وسیله ضدبارداری است که در داخل رحم گذاشته می‌شود. هورمون‌های تعبیه شده در IUD به آرامی آزاد شده و ممکن است خونریزی غیرطبیعی را کنترل کنند).

امکان دارد خونریزی در اثر هایپرپلازی آندومتر ایجاد شده باشد (دراین حالت رحم بسیار ضخیم می‌شود.) برای جلوگیری و درمان این وضعیت نیز می‌توان از داروها کمک گرفت.

برای درمان خونریزی غیرطبیعی از چه نوع جراحی استفاده می‌شود؟

ممکن است بعضی زنان برای برداشتن توده‌هایی که باعث خونریزی شده‌اند (مثل فیبرویید) نیازمند جراحی باشند. بعضی فیبروییدها را می‌توان با هیستروسکوپی برداشت. گاهی تکنیک‌های دیگری لازم می‌شوند (مانند Endometria ablation که با هدف توقف یا کاهش دائمی خونریزی به‌کارمی‌رود ولی باید قبل‌ازآن حتماًٌ بیوسپی انجام شده باشد).

وقتی اشکال درمانی دیگر پاسخگو نبوده و یا اصولاً کاربردی نداشته باشند، ممکن است هیسترکتومی انجام شود. هیسترکتومی نوعی جراحی بزرگ است که درآن رحم از بدن بیرون آورده می‌شود. بعدازاین عمل زن دیگر پریود نخواهد شد.

 


کیست تخمدان چیست؟

پنجشنبه 30 آذر 1391 05:31 بعد از ظهر
طبقه بندی:اطلاعات برای زنان، 

کیست تخمدان چیست؟

کیست تخمدان ساک یا کیسه ای است که بر روی تخمدان ها شکل گرفته و حاوی مایع یا بافت های دیگر است. این کیست ها در سن باروری شایعند و ممکن است تعدادشان بیش از یک عدد و اندازه شان متفاوت باشد.

در اکثر مواقع کیست ها بی خطرند و خود بخود برطرف می شوند. اما در بعضی موارد ممکن است مشکل ساز شده و نیازمند درمان باشند.

کیست های تخمدان انواع مختلفی دارند که اکثر آنها خوش خیم (غیر سرطانی ) و ندرتا ً معدودی از آنها سرطانی می باشند.

 

علائم کیست تخمدان چیست؟

اکثر کیست های تخمدان کوچک و بی علامتند. بعضی کیست ها ممکن است باعث ایجاد درد مبهم یا تیزی در ناحیه شکم و یا در هنگام انجام بعضی فعالیت های خاص شوند. کیست های بزرگتر می توانند موچب پیچ خوردگی تخمدان ها و ایجاد درد گردند.

در صورت خونریزی یا ترکیدن (پاره شدن) کیست ها ممکن است مشکل جدی بوجود آید، که در این صورت درمان سریع ضرورت می یابد.

 

کیست ها چگونه تشخیص داده می شوند؟

ممکن است کیست تخمدان در هنگام معاینه روتین لگن توسط پزشک یافت شود. در این صورت پزشک برای کسب اطلاعات بیشتر تست های دیگری را درخواست خواهد کرد:

 

1- سونوگرافی: که شکل، اندازه، محل و ترتیب قرارگیری کیست ها را نشان می دهد.

2- لا پاروسکوپی: نوعی جراحی که در آن به کمک لاپاروسکوپ (یک لوله بسیار باریک مجهز به دوربین ) داخل شکم و اعضای لگن مشاهده می شوند. لاپاروسکوپی ممکن است برای درمان کیست نیز بکار رود.

3- آزمایش خون: در صورت یائسه بودن بیمار، علاوه بر سونوگرافی ممکن است پزشک تست CA125 را نیز درخواست کند.افزایش CA125 در خون میتواند علامت سرطان تخمدان در زنان یائسه باشد. ولی در زنان غیر یائسه ممکن است علت دیگری (غیر از سرطان ) داشته باشد.

 

کیست های تخمدان چگونه درمان می شوند؟

در مورد برخی کیست ها قرص های ضد بارداری تجویز می شوند. این قرص ها مانع تشکیل کیستهای جدید شده ولی کیست های قبلی را از بین نمی برند.

در صورت بزرگی یا علامت دار بودن کیست ها، ممکن است پزشک به جراحی متوسل شود. وسعت و نوع جراحی به عوامل متعددی بستگی دارد:

- اندازه و نوع کیست

- سن بیمار

- علائم

- تمایل بیمار برای بچه دار شدن

 

گاهی کیست ها بدون برداشتن تخمدان حذف می شوند (به کمک نوعی جراحی موسوم به cystectomy). در موارد دیگر لازم است یک یا هر دو تخمدان بیمار برداشته شوند. البته تا موقعی که پزشک عمل جراحی را شروع نکند، ممکن است واقعا نداند که چه روشی برای جراحی بیمارش مورد نیاز خواهد شد.


بیمه

چهارشنبه 22 آذر 1391 02:25 بعد از ظهر
طبقه بندی:بیمه های طرف قرارداد، 

بیمه تامین اجتماعی
بیمه نیروهای مسلح
بیمه خدمات درمانی
بیمه ایرانیان
بیمه سایر اقشار
بیمه بانک صادرات
بیمه کمیته امداد (دولتی )
بیمه تکمیلی بنیاد شهید
بیمه تکمیلی طلایی
بیمه وزارت نیرو
بیمه شرکت آب و زهکشی



  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
بخش علمی آزمایشگاه ایزد

مراجعین محترم :
با توجه به پیشرفت روز افزون علوم وسرعت ارتباطات در دنیای امروز٬ لزوم وجود سایت در دنیاى اینترنت و اطلاعات امرى ضرورى است بخصوص براى موسسات علمى و پزشكى كه در خدمت تشخیص بیمارى هاى انسانها هستند ٬این ضرورت بدیهى تر بنظر میرسد. آزمایشگاه تشخیص پزشكى دکتر ایزد با راه اندازى سایت خود با نام: Izadlab.tk و Drizadlab.tk، ضمن آشنانمودن کاربران گرامی با این موسسه پزشكى كه درصدد است از آخرین روش هاى علمى جهت تشخیص بیمارى ها بهره بجوید ، بتواند دریچه اى باز كند به روى دانش پژوهان و علاقمندان به علوم آزمایشگاهى كه از جدیدترین دستاوردهاى این رشته پزشكى وسیع مطلع گردند و با جستجو در این سایت از طریق سایت هاى پزشكى معتبر دنیا ٬ و سایت هاى آزمایشگاه هاى ایران و جهان و نیز مجلات پزشكى و آزمایشگاهى ایران و جهان و سایت هاى موسسات تحقیقاتى علمى و پزشكى ٬ در جریان تازه ترین پیشرفت هاى علمى جهان قرار گیرند .
ایمیل های ما : Drizadlab@yahoo.com و Izadlab@yahoo.com


تماس با ما

کد تماس با ما

تماس با ما

کد تماس با ما